گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست

پرده بیگانگی اینجا به جز سجاده نیست

در صف مستان که بیرون رفتن از خود طاعت است

بادبان کشتی می کمتر از سجاده نیست

از هوا مرغان فارغبال روزی می خورند

در قفس هم رزق ما بی طالعان آماده نیست

لغزش مستانه ما عذرها دارد، ولی

عذر ما را کی پذیرد هر که کار افتاده نیست؟

نقشبندان معانی را برای مشق فکر

تخته مشقی به از رخساره های ساده نیست

راه حرف از خنده گل عندلیبان یافتند

دور باشی حسن را چون جبهه نگشاده نیست

بیقراری لازم آغاز عشق افتاده است

جوش خامی در زمان پختگی با باده نیست

دعوی آزادگی از سرو، رعنایی بود

سرکشی صائب طریق مردم آزاده نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام