گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رتبه آزادگی در بندگی پوشیده است

پله معراج در افکندگی پوشیده است

ابر رحمت را کند اشک ندامت مایه (دار)

آبروی عفو در شرمندگی پوشیده است

نیل چشم زخم می باید دل آزاده (را)

خط آزادی به داغ بندگی پوشیده است

چهره ماه از طمع داغ کلف دارد مدام

روسیاهی جمله در گیرندگی پوشیده است

برق را هر چند نتوان کرد پنهان زیر ابر

در سواد چشم او بازندگی پوشیده است

بوسه در لعل لب سیراب آن جان جهان

همچو جان بخشی در آب زندگی پوشیده است

دیدن داغ عزیزان لازم پایندگی است

روی این ظلمت به آب زندگی پوشیده است

در کمینگاه خموشی می توان دریافتن

آنچه از آفات در گویندگی پوشیده است

بی رفیقان آب خوردن می دهد خجلت ثمر

خضر را از دیده ها شرمندگی پوشیده است

دولت و پایندگی با هم نمی گردند جمع

بر سکندر چشمه سار (زندگی) پوشیده است

روی خود را بعد مردن صائب از شرم گناه

در نقاب خاک از شرمندگی پوشیده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام