گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است

خوشه پروین ز رنج آسیا آسوده است

تا خط بغداد جامم هست در مد نظر

سبحه پندارم به خاک کربلا آسوده است

تا نیاید پا به سنگت، از وطن بیرون میا

دانه تا در خوشه است از آسیا آسوده است

ما چو خار از هر سر دیوار گردن می کشیم

شبنم گستاخ را بنگر کجا آسوده است

درع داودی است در راه طلب، افتادگی

از غم خار مغیلان نقش پا آسوده است

در حباب بحر اشک ما به چشم کم مبین

در ته هر قبه ای صد ناخدا آسوده است

تا تو گلبانگی ز لب صائب نمی آری برون

عندلیب باغ جنت ز نوا آسوده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام