گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است

صورت بی معنیی بر جا ز آدم مانده است

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

شاهد این گفتگو جامی است کز جم مانده است

بی سخن بر دامن پاکش گواهی می دهد

نسخه ای کز روی شرم آلود مریم مانده است

خرد مشمر جرم را کز خوردن گندم به خلد

سینه چاکی به فرزندان آدم مانده است

نام باقی در زوال مال فانی بسته است

کز سخاوت بر زبان ها نام حاتم مانده است

ای که می پرسی ز صحبتها گریزانی چرا

در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است

عام گردیده است بی دردی میان مردمان

حرفی از درد سخن صائب به عالم مانده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام