گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من است

صحبت گرمش به اغیار و کبابش بر من است

یک سر مو غافل از حال ضعیفان نیستم

گر فتد مویی در آتش پیچ و تابش بر من است

کرم شب تابی فلک گر شمع بالینم کند

منت روی زمین از آفتابش بر من است

می کند هر کس به غیر از حق سئوال از دیگران

مشت خاکی بر دهانش زن جوابش بر من است!

حاصل فرمانروایی نیست جز وزر و وبال

بی حسابی می کند هر کس، حسابش بر من است

خشک مغزان را کنم صائب به شعر تر علاج

هر که را دردسری گیرد گلابش بر من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام