گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در فشار دل، سر دست نگارین ظالم است

در هلاک بیگناهان تیغ خونین ظالم است

گر چه از زنگار خط تیغ نگاهش کند شد

همچنان مژگان آن غارتگر دین ظالم است

مشکل است از چشم گیرای تو دل برداشتن

پنجه مژگان دراز و خواب سنگین ظالم است

می کند دست حمایت ناتوانان را قوی

جرم رخسارست اگر آن زلف پرچین ظالم است

کوته اندیشی که سازد دست منسوبان دراز

در حقیقت نیست یک ظالم، که چندین ظالم است

کلک صائب بی زبان در عرض حال افتاده است

ورنه در صید معانی همچو شاهین ظالم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام