گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ریخت چون دندان، شود افزون غم نان خلق را

سد راه شکوه روزی است دندان خلق را

در جوانی گر چه فارغ از غم نان نیستند

گردد از قد دوتا این غم دو چندان خلق را

آنچنان کز آب تلخ افزون شود لب تشنگی

دستگاه حرص افزاید ز سامان خلق را

می رسد در خانه در بسته روزی چون اجل

حرص دارد این چنین خاطر پریشان خلق را

قسمت حق سد راه شکوه مردم نشد

چون کند راضی کسی از خود به احسان خلق را؟

می ربایند از دهان مور صائب دانه را

گر بود زیر نگین ملک سلیمان خلق را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام