گنجور

ذ-ل

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » ذ-ل
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع که هم در مصرم و هم در جای بیت الحزن دارم مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «م» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ذ

غزل شمارهٔ ۴۵۴۷: ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ

غزل شمارهٔ ۴۵۴۸: قلم ز بال سمندر کند مگرکاغذ

غزل شمارهٔ ۴۵۴۹: ز شور عشق مرا شد دل خراب لذیذ

غزل شمارهٔ ۴۵۵۰: از حب جاه خواری دنیا شود لذیذ

غزل شمارهٔ ۴۵۵۱: چندان که خواب صبح بود بر جوان لذیذ

ر

غزل شمارهٔ ۴۵۵۲: پاک گوهر را سزوارست اوج اعتبار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۳: آب گوهر از تهی چشمان نمی شوید غبار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۴: برد دستم رابیاض گردن جانان ز کار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۵: زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۶: بیشتر گردد دل نازک ز غمخواران فگار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۷: مردمک را سیر کن در حلقه چشم نگار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۸: پرده مشکین به چشم شوخ بسته است آن نگار

غزل شمارهٔ ۴۵۵۹: می برد خواهی نخواهی دل زمردم خط یار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۰: ای دل غافل زمانی از گریبان سر برآر

غزل شمارهٔ ۴۵۶۱: پیچ وتاب خط برآن رخسار گلرنگ است بار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۲: برلب بام خطر باشد مکان اعتبار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۳: می پرستان رابه دل ننشیند از دشمن غبار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۴: پاس درد وداغ عشق از دیده های شوردار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۵: شوختر گردد شود چون خال از خط بالدار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۶: غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۷: از زمین برخاستن چشم از زمین داران مدار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۸: آرزو در دل بسوزان، عود در مجمر گذار

غزل شمارهٔ ۴۵۶۹: فارغ از دامند مرغان سبک پر در گذار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۰: دل چو شبنم آب کن رو در گلستانش گذار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۱: من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۲: اشک در چشم من بیتاب چون گیرد قرار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۳: دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۴: بیقرار عشق در یک جا نمی گیرد قرار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۵: خون دل تا هست چشم تر نمی گیرد قرار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۶: هر که می داند که برگردد سخن درکوهسار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۷: اهل دل رایاری دوران نمی آید به کار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۸: تخم مهری گر به دلها می فشاند روزگار

غزل شمارهٔ ۴۵۷۹: می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۰: تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفته ای

غزل شمارهٔ ۴۵۸۱: از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۲: از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۳: از دل پرخون بلبل کی خبردارد بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۴: از خرام ناز منت بر زمین داردبهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۵: سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۶: کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۷: بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۸: خاک راجان کرد درتن ابر احسان بهار

غزل شمارهٔ ۴۵۸۹: نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار

غزل شمارهٔ ۴۵۹۰: دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار

غزل شمارهٔ ۴۵۹۱: گلعذار من برون از پرده بوی خود میار

غزل شمارهٔ ۴۵۹۲: بی دل بیدار، سر از خرقه تن برمیار

غزل شمارهٔ ۴۵۹۳: شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۴: ای بر روی تو از آینه گل صافتر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۵: ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۶: بوسه ای در کار من کن زان لب همچون شکر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۷: از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۸: حسن از چشم نظربازان شود شاداب تر

غزل شمارهٔ ۴۵۹۹: می شود در وسمه ابروی بتان خونخوارتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۰: از دم تیغ است آن موی کمر خونریزتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۱: هرکه وحشت می کند ز آمیزش ما بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۲: ناقص از کامل برد لذت ز دنیا بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۳: نیست بیصورت جدال زاهدان باصوفیان

غزل شمارهٔ ۴۶۰۴: دل ز خط بر عارض جانانه لرزد بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۵: خار و خس را چرخ گل برسرفشاند بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۶: تلخکام ایمن ز چشم شور ماند بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۷: یارنو خط زنگ از دل می زداید بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۸: می کشداز بی هنر کلفت هنرور بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۰۹: شورش دیوانه گردد از بیابان بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۰: می کشد عزت طلب خواری زدوران بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۱: دل بود مایل به خط عنبرافشان بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۲: جانب اغیار داردآن جفا جو بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۳: می شود مغلوب، خصم از بردباری بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۴: عشق راباشد به عاشق دلنوازی بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۵: گرچه از جان نیست چیزی بابدن نزدیکتر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۶: زاهد از آلوده دنیاست دنیا خواه تر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۷: خامشی سازد من بیتاب را دیوانه تر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۸: هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر

غزل شمارهٔ ۴۶۱۹: یاسمینش لاله گون از تاب نظر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۰: لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۱: نیست درظاهر مرا گر گلعذاری درنظر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۲: نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۳: حسن را در کار نبود باده ناب دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۴: چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۵: از عزیزان با تو ما را هست پیوند دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۶: می برد دل حسن او هردم به نیرنگ دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۷: ای ز رویت هرنگاهی راگلستان دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۸: حسن دارد در سواری شوکت و شان دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۲۹: داده ام دل را به دست دشمن دین دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۰: چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۱: می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۲: سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور

غزل شمارهٔ ۴۶۳۳: می شود از درد و داغ عشق دلها دیده ور

غزل شمارهٔ ۴۶۳۴: کی ز خواریهای غربت می کند پرواگهر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۵: تا نسازد پای خود از سر طلبکارگهر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۶: سود ندهد عامل بیدادگر را کارخیر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۷: از می گلرنگ می گردد اگر پیمانه سیر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۸: گر کند مادر زخشکی بخل دراعطای شیر

غزل شمارهٔ ۴۶۳۹: آنکه می آید زطفلی از دهانش بوی شیر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۰: زیرتیغ از مرغ بسمل پرفشانی یاد گیر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۱: برگ عیش خویش را چون گل زهم پاشیده گیر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۲: بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۳: می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۴: به نادانی کند اقرارهرکس هست داناتر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۵: رخ گلرنگش از مژگان خونخوارست گیراتر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۶: خط سبز از دعای صبح خیزان است گیراتر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۷: شود از پرده پوشی سوز اهل حال رسواتر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۸: شراب زندگی درخاکساریهاست بی غش تر

غزل شمارهٔ ۴۶۴۹: زمهرخامشی شد خرده رازم پریشانتر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۰: زمی شد چهره آن مهرعالمتاب روشنتر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۱: سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۲: نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۳: ترا درخواب غفلت رفت عمر خوش عنان آخر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۴: بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۵: فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۶: ندارد خاطر آگاه جز غفلت غم دیگر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۷: جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۸: نخواهد دردمند عشق او میخانه دیگر

غزل شمارهٔ ۴۶۵۹: نیست بی خار درین بادیه یک آبله وار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۰: باد دستانه مکن خرج نفس رازنهار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۱: گربه ما همسفری سلسله از پا بردار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۲: بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان

غزل شمارهٔ ۴۶۶۳: نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۴: کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۵: نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۶: ناله ای از ته دل کرد سپند آخر کار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۷: چین پیشانی ما شد مه عید آخر کار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۸: ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار

غزل شمارهٔ ۴۶۶۹: دوسه روزی است صفای رخ گلپوش بهار

غزل شمارهٔ ۴۶۷۰: سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار

غزل شمارهٔ ۴۶۷۱: ای صبا برگی ازان گلشن بی خار بیار

غزل شمارهٔ ۴۶۷۲: جام در دور به اندازه مخمور بیار

غزل شمارهٔ ۴۶۷۳: این نه هاله است نمایان شده از دور قمر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۴: برفروز از می و زنگ از دل آگاه ببر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۵: ای دهان تو و گفتار ز هم شیرین تر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۶: الفت خلق عذاب دل فرزانه شمر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۷: چشم آرام مدارید ز سر منزل عمر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۸: تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر

غزل شمارهٔ ۴۶۷۹: چند روزی چو قلم سربه ته انداخته گیر

غزل شمارهٔ ۴۶۸۰: گشاده رویی من برد دست خصم از کار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۱: به زندگی دل آزاده را ز تن بردار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۲: چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۳: ز طوطیان شکر ناب را دریغ مدار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۴: چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۵: نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۶: ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۷: دل رمیده به امید این جهان مگذار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۸: بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار

غزل شمارهٔ ۴۶۸۹: سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار

غزل شمارهٔ ۴۶۹۰: مبند دل به تماشای این جهان زنهار

غزل شمارهٔ ۴۶۹۱: ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۲: ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۳: اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۴: صفای یار به دیدن نمی شود آخر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۵: بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۶: ترا به هرگذری هست بیقراردگر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۷: ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۸: ربوده است مراذوق جستجوی دگر

غزل شمارهٔ ۴۶۹۹: درین جهان مزور به ترس وباک نگر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۰: مکن دلیر تماشای تاب موی کمر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۱: اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۲: فروغ دولت بیدار از شراب بگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۳: بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۴: ز داغ عشق مرا چون شودجگر دلگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۵: از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار

غزل شمارهٔ ۴۷۰۶: درویش را زخرقه صد پاره نیست عار

غزل شمارهٔ ۴۷۰۷: دل راز سینه درنظر دلستان برآر

غزل شمارهٔ ۴۷۰۸: در زیر خرقه شیشه می را نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۰۹: از بیغمان جمیله غم را نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۰: ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۱: ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۲: یارب مرا زپوتو منت نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۳: پیکان یار را به دل و جان نگاه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۴: از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۵: سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مدار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۶: عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۷: خشتی به خیر چون خم می بر زمین گذار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۸: داغ است برگ عیش گلستان روزگار

غزل شمارهٔ ۴۷۱۹: بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار

غزل شمارهٔ ۴۷۲۰: ای زلف و عارض تو ز هم دیده زیب تر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۱: ای زلفت از کمند تمنابلند تر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۲: از خط سبز چهره شود آبدارتر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۳: ویرانه های کهنه بود جای مور و مار

غزل شمارهٔ ۴۷۲۴: نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۵: از سعی، کار عشق شود خام بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۶: در سینه های تنگ بود آه بیشتر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۷: ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۸: ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر

غزل شمارهٔ ۴۷۲۹: ای زلف سرکش تو ز بالا کشید ه تر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۰: شد ناله ام به دور خطش عاشقانه تر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۱: معشوق در برابر و مهتاب درنظر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۲: ای هرنظر خیال ترا منزل دگر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۳: ای هر دل از خیال تو میخانه دگر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۴: از زیر چشم در رخ مستور می نگر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۵: برق سبک عنان نرسد در شتاب عمر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۶: از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۷: صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۸: منصوروار پختگی از چوب دار گیر

غزل شمارهٔ ۴۷۳۹: سرمایه جنون ز نسیم بهار گیر

غزل شمارهٔ ۴۷۴۰: فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر

غزل شمارهٔ ۴۷۴۱: نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر

غزل شمارهٔ ۴۷۴۲: جز گوشه قناعت ازین خاکدان مگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۴۳: از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۴۴: هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار

غزل شمارهٔ ۴۷۴۵: از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار

غزل شمارهٔ ۴۷۴۶: ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار

غزل شمارهٔ ۴۷۴۷: دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار

غزل شمارهٔ ۴۷۴۸: اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون

غزل شمارهٔ ۴۷۴۹: از درد بود پرسش اغیار گرانتر

غزل شمارهٔ ۴۷۵۰: ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر

غزل شمارهٔ ۴۷۵۱: هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور

غزل شمارهٔ ۴۷۵۲: کام دل ازان چهره افروخته برگیر

غزل شمارهٔ ۴۷۵۳: مطرباچنگ را بکش به کنار

غزل شمارهٔ ۴۷۵۴: مطربا مهر از دهان بردار

غزل شمارهٔ ۴۷۵۵: از سنگلاخ دنیا ای شیشه بار بگذر

غزل شمارهٔ ۴۷۵۶: مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر

غزل شمارهٔ ۴۷۵۷: جوشن داودی قلمرو تدبیر

ز

غزل شمارهٔ ۴۷۵۸: از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز

غزل شمارهٔ ۴۷۵۹: بهر روی خلق تاکی آرزو کردن نماز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۰: شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۱: کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۲: شعله ای در مغز هست ازآتش سودا هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۳: با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۴: حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۵: چشم حیران را حجابش دام می داند هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۶: بی صفا از خط نگردیده است رخسارش هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۷: رخنه در دل می کند مژگان قتالش هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۸: خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۶۹: درتن خود یک هدف واراستخوان دارم هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۰: غوطه خوردم درشراب ناب و مخمورم هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۱: خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۲: از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۳: می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۴: دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۵: می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۶: ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۷: دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۸: محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۷۹: صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۰: دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۱: عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۲: نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۳: هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۴: از جبینش عرق شرم روان است هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۵: لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۶: درآ به زمزمه ای مطرب غزال پرداز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۷: دگر که را کنم از اهل درد محرم راز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۸: نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز

غزل شمارهٔ ۴۷۸۹: نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۰: بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۱: چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۲: به یاد سنبل آن زلف با صبا می ساز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۳: ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۴: ز سروقدتو شد شوره زار امکان سبز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۵: نبسته ای گره عهد برقبا هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۶: حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۷: که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۸: مگر به فکر سواری است آن نگار امروز

غزل شمارهٔ ۴۷۹۹: بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۰: نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۱: چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۲: نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۳: سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۴: به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۵: ترا که نور نظر نیست اعتبار آمیز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۶: در کاهش است از سخن خود سخن طراز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۷: زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۸: اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز

غزل شمارهٔ ۴۸۰۹: با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۰: باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۱: منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۲: بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما

غزل شمارهٔ ۴۸۱۳: بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۴: از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۵: از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۶: تا دست دست توست میی در ایاغ ریز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۷: چون شمع اشک در طلب مدعا مریز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۸: چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز

غزل شمارهٔ ۴۸۱۹: پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز

غزل شمارهٔ ۴۸۲۰: لب ساقی شکربارست امروز

غزل شمارهٔ ۴۸۲۱: به مژگان اشک پاشیدن میاموز

غزل شمارهٔ ۴۸۲۲: ای چشم تو پرده دار اعجاز

غزل شمارهٔ ۴۸۲۳: خضر راه حقیقت است مجاز

س

غزل شمارهٔ ۴۸۲۴: روز روشن را شب تارست پنهان درلباس

غزل شمارهٔ ۴۸۲۵: درد پیری را جوانی می کند درمان و بس

غزل شمارهٔ ۴۸۲۶: می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس

غزل شمارهٔ ۴۸۲۷: شربت بیماری دل تیغ سیراب است وبس

غزل شمارهٔ ۴۸۲۸: گوهر کامل عیاران چشم نمناک است وبس

غزل شمارهٔ ۴۸۲۹: دوزخ ارباب معنی صحبت قال است وبس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۰: از دل آگاه در عالم همین نام است و بس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۱: میوه باغ امیدم داغ حرمان است و بس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۲: پامنه بیرون زحد خود کمال این است و بس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۳: یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۴: شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۵: هیچ کار از ما نمی آید ز کار ما مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۶: سر گرانیهای او رااز من حیران مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۷: حرف آن حسن بسامان ازمن مجنون مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۸: در جنون فکر سرو سامان ندارد هیچ کس

غزل شمارهٔ ۴۸۳۹: نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۰: دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود

غزل شمارهٔ ۴۸۴۱: شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۲: طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۳: حجت شور قیامت لب خندان تو بس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۴: داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۵: بازدارم به نظر خط غباری که مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۶: زپرده داری هستی است در حجاب، نفس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۷: دردی که سازگار تو گردد دواشناس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۸: از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس

غزل شمارهٔ ۴۸۴۹: از زلف کافر تو نجسته است هیچ کس

غزل شمارهٔ ۴۸۵۰: از ناکسان وفانشنیده است هیچ کس

غزل شمارهٔ ۴۸۵۱: صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس

غزل شمارهٔ ۴۸۵۲: بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس

غزل شمارهٔ ۴۸۵۳: معشوق پریشان نظری راچه کند کس

غزل شمارهٔ ۴۸۵۴: حیف است که سر در سر مینانکند کس

ش

غزل شمارهٔ ۴۸۵۵: صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش

غزل شمارهٔ ۴۸۵۶: هیچ نوشی نیست بی نیش ای پسر هشیار باش

غزل شمارهٔ ۴۸۵۷: مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش

غزل شمارهٔ ۴۸۵۸: از تماشای پریشان جهان دلگیر باش

غزل شمارهٔ ۴۸۵۹: چون صدف در حلقه دریادلان خاموش باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۰: چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۱: باده گلرنگ شو یا شیشه بیرنگ باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۲: از زمین دامن بیفشان همسفر با ماه باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۳: گاه در پای خم و گه بر سر سجاده باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۴: چشم و گوش و لب ببند، از شور و شر آسوده باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۵: روشناس اهل مشرب چون در میخانه باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۶: درگلستان بلبل و در انجمن پروانه باش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۷: پیش میخواران سبک چون پنبه مینا مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۸: تاتوان دزدید سر در جیب خود سرور مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۶۹: می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۰: از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۱: ازخدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۲: از هوسناکی گران برخاطر دوران مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۳: روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۴: چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۵: چون ترا مسکن میسر شد تزیین مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۶: دل ز تن چون دور شد وامی شود غمگین مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۷: عاشقان رامغز درسر گرنباشد گومباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۸: ظاهر مردان به زیور گرنباشد گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۷۹: هست چون دلبر بجا، دل گر نباشد گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۰: شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۱: خانه دنیا به سامان گر نباشد گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۲: خال بر رخسار جانان گرنباشد گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۳: دیده ما گرز خون رنگین نباشد گومباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۴: چهره زرین چو باشد مخزن زر گومباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۵: چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۶: جسم اگر ازیکدگر ریزد غباری گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۷: گر نباشم من غبار آستانی گو مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۸: عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۸۹: یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۰: ناز پروردی که من گردیده ام پروانه اش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۱: رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۲: هرکه وقت صبح درساغر شرابی نیستش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۳: هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۴: گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۵: هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۶: خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۷: در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۸: هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش

غزل شمارهٔ ۴۸۹۹: گه درون خرقه گاهی درکفن می جویمش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۰: گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۱: آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۲: می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۳: پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۴: تا به همواری برآید کار درتندی مکوش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۵: می کند دست نوازش هم دل ما راخموش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۶: میکند جان درتن امید، لعل باده نوش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۷: باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۸: خون ما ازروی آتشناک می آید به جوش

غزل شمارهٔ ۴۹۰۹: می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۰: می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۱: در غریبی تابه چند افتدکسی ازیادخویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۲: کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۳: برگ عیش من بود رنگینی افکار خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۴: زیر یک پیراهن از یکرنگیم بایار خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۵: نیست رزقم تیر تخشی چون کمان ازتیر خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۶: جوهر ذاتی نمی خواهد ز کس اکسیر خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۷: کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۸: برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۱۹: هر که می کوشد به تعمیر تن ویران خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۰: می تراشم رزق خود چون تیر از پهلوی خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۱: از غبار خط رخ آن ماه می بالد به خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۲: ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۳: یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۴: ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۵: کجا پروانه رابا خویش سازد همنشین آتش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۶: چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۷: نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۸: نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش

غزل شمارهٔ ۴۹۲۹: سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۰: همان یوسف که مصر آمد به تنگ ازبس خریدارش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۱: عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۲: حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۳: من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۴: شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۵: ز شست صاف از دل می جهد گرم آنچنان تیرش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۶: شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۷: اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۸: ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش

غزل شمارهٔ ۴۹۳۹: چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۰: به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۱: که حد دارد تواند شد طرف با حسن بیباکش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۲: گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۳: چسان دل رانگه دارد کسی از چشم قتالش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۴: چسان در بر کشم گستاخ چون پیراهن اندامش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۵: چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۶: درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۷: اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۸: خوشا قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۹: بلا جویی که من دارم نظر برچشم فنانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۰: چگونه جان برد صید از کمین چشم فتانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۱: ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۲: رگ ابری است آن لبهای نوخط، بوسه بارانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۳: به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۴: به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۵: اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۶: شراب لعل می سازد عرق راروی گلگونش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۷: اگر چه بی نیاز ست از دو عالم ناز تمکینش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۸: بهار آرزو گلگل شکفت ازروی رنگینش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۹: شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۰: به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۱: ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۲: به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۳: به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۴: سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۵: چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۶: رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۷: کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۸: چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش

غزل شمارهٔ ۴۹۶۹: ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۰: برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۱: بس که آمیخته ناز بود رفتارش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۲: عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۳: در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۴: شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۵: خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۶: حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۷: آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۸: شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش

غزل شمارهٔ ۴۹۷۹: خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۰: دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۱: کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۲: داغدار از عرق شرم شود نسرینش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۳: ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۴: دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۵: لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۶: سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۷: سرو گلزار بهشت است قد دلجویش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۸: دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش

غزل شمارهٔ ۴۹۸۹: درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۰: چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۱: ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۲: نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۳: رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۴: ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۵: خجلت از خرده جان می کشم از قاتل خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۶: کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۷: به دم چوآتش سوزان، به چهره چون زرباش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۸: به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش

غزل شمارهٔ ۴۹۹۹: زخار زار تعلق کشیده دامان باش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۰: بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۱: زنوبهار خط یار ناامید مباش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۲: شکست رنگ مرا رنگ همچو مهتابش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۳: لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۴: خوشا سری که سرگشتگی رهانندش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۵: به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد

غزل شمارهٔ ۵۰۰۶: نشد زسیلی خط چشم مست،هشیارش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۷: چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۸: که می رهد زخم طره گرهگیرش

غزل شمارهٔ ۵۰۰۹: مگر ز موج شراب است رشته سازش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۰: نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۱: توانگری که نباشد به خبر اقبالش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۲: کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۳: مدار چشم مروت ز خضرو احسانش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۴: دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۵: چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۶: کراست تاب شکر خنده های پنهانش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۷: رسیده است به جایی لطافت بدنش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۸: جدا نمی شود از پیش لعل میگونش

غزل شمارهٔ ۵۰۱۹: گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۰: چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۱: الف قدی که منم سینه چاک بالایش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۲: گذشته است ز تعریف،قد رعنایش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۳: رود چگونه به این ضعف کار من از پیش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۴: مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۵: مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۶: به احتیاط نظر کن به چشم جادویش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۷: ز دل برون نرود چشم آشنا رویش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۸: نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۲۹: چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۰: مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۱: نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۲: به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۳: مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۴: با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۵: فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۶: چون سرو در مقام رضا پایدار باش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۷: گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۸: گوهر فروز دیده بیدار خویش باش

غزل شمارهٔ ۵۰۳۹: گوهر فروز دیده بیدار خویش باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۰: با خلق آشتی کن وبا خود به جنگ باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۱: ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۲: ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۳: در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۴: تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۵: غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۶: غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۷: هرجا نمی خرند متاعت گران مباش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۸: در محفل که راه بیابی گران مباش

غزل شمارهٔ ۵۰۴۹: هردل که داغدار شود از نظاره اش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۰: حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۱: هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۲: گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۳: صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۴: میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۵: گردون که زهر می چکد از روی شکرش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۶: از خط نگشته سبز لب روح پرورش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۷: شوخی که جلوه گاه بود دیده منش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۸: خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش

غزل شمارهٔ ۵۰۵۹: هر چند خط باطلم از تار وپود خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۰: ازآب بازی مژه اشکبار خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۱: درخون نشستم از نفس مشکبار خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۲: حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۳: پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۴: همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۵: سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۶: چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۷: دلدارماست محو خط مشکفام خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۸: ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۶۹: خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۰: از بیقراری دل اندوهگین خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۱: از ترک مدعاست دل من به جای خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۲: از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۳: تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۴: حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۵: رستم کسی بود که برآید به خوی خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۶: سیراب درمحیط شدم ز آبروی خویش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۷: از صحبت افسرده روانان به حذر باش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۸: فارغ ز تمنای جهان گذران باش

غزل شمارهٔ ۵۰۷۹: چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۰: آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۱: شوخی که مرا هست تمنای وصالش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۲: شد سرمه سویدای دل از نور جمالش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۳: آن کس که نشان داد برون از دو جهانش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۴: از رشته جان تاب برد موی میانش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۵: آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۶: جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۷: در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۸: نریزد اگر آب لطف از جمالش

غزل شمارهٔ ۵۰۸۹: سری را که بالین شود آستانش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۰: سخن تانگردد چو موی میانش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۱: که یابد رهایی ز دام نگاهش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۲: اگر چشم کافر فتد برلقایش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۳: حضوری داشتم شب با خیالش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۴: شده است از شوق تیغ جان ستانش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۵: ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۶: در جهان دل مبند و اسبابش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۷: هرکه بیند به چشم بیمارش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۸: می ز شرم لب می آشامش

غزل شمارهٔ ۵۰۹۹: هر که خموش از شکایت است زبانش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۰: بس که زند موج نور سرو روانش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۱: برسر حرف آمده است چشم سیاهش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۲: از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۳: بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۴: در خرابات مغان ستار باش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۵: از کفر توان رستن ای یار به آمیزش

غزل شمارهٔ ۵۱۰۶: مهر لب هزره گو پرده آهستگی است

غزل شمارهٔ ۵۱۰۷: هر حلقه ز کاکل رسایش

ص

غزل شمارهٔ ۵۱۰۸: از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص

غزل شمارهٔ ۵۱۰۹: زاضطراب دل کند آن زلف عنبر فام رقص

ض

غزل شمارهٔ ۵۱۱۰: محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض

ط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۱: در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۲: ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۳: مکن با خاکساران سرکشی درروزگار خط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۴: پرست دفتر افلاک از حساب غلط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۵: چون برق زود می گذرد آب و تاب خط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۶: افتاد ماه عارض اودر وبال خط

غزل شمارهٔ ۵۱۱۷: زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط

ظ

غزل شمارهٔ ۵۱۱۸: ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ

ع

غزل شمارهٔ ۵۱۱۹: گر چه دارد تلخی زهر اجل جام وداع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۰: در عروج نشأه می می کند طوفان سماع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۱: می پرستان در سر کوی مغان گردند جمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۲: در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۳: سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۴: روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۵: می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۶: آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۷: گر چه صاحب نظرانند تماشایی شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۸: هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۲۹: مابه خون جگریم از می گلگون قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۰: قرار و صبر ندارند عاشقان سماع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۱: ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۲: ز روشنی جگر داغدار دارد شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۳: ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۴: منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۵: به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۶: منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۷: مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۸: دل مست حیرت و سر پرشور درسماع

غزل شمارهٔ ۵۱۳۹: دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع

غ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۰: این سرشک آتشین کز دیده می بارد چراغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۱: شعله ور گردد ز شور عشق آواز چراغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۲: هر سرایی راکه باشد ازدل روشن چراغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۳: دل چه باشد تا کسی از دلستان دارد دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۴: جان چرا عاشق ازان گل پیرهن دارد دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۵: به که نطق خویش ازاهل زمان دارم دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۶: عالم بالا ندارد فیض ازپاکان دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۷: می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار

غزل شمارهٔ ۵۱۴۸: سخن عشق مدار از دل افگار دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۴۹: چنان که بلبل مسکین بود خزان درباغ

غزل شمارهٔ ۵۱۵۰: شده است هرسو برتنم فتیله داغ

غزل شمارهٔ ۵۱۵۱: دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ

غزل شمارهٔ ۵۱۵۲: به فکر دل نفتادی به هیچ باب دریغ

غزل شمارهٔ ۵۱۵۳: چندان که بهارست و خزان است درین باغ

ف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۴: نیست برآیینه دردی کشان گرد خلاف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۵: صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۶: نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۷: تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۸: گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۵۹: نیست چون صاحبدلی تاگویم ازاسرار حرف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۰: غافلی از دردمندی ای دل بیمار حیف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۱: کجا روشن شود چشم زلیخا برتن یوسف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۲: زخط سبز شود بیش لعل دلبر صاف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۳: مدار چشم ازین کور باطنان انصاف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۴: ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۵: زده است شرم لبت مهر بردهان صدف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۶: ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف

غزل شمارهٔ ۵۱۶۷: معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند

ق

غزل شمارهٔ ۵۱۶۸: هرکجا دلمرده ای را یافت احیا کرد عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۶۹: شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۰: می نماید صد گره را یک گره زنار عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۱: پر صدا شد چینی افلاک ازفغفور عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۲: از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۳: آتشین شد چهره خاک ازمی گلرنگ عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۴: ازنقاب سنگ تابد شعله عریان عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۵: تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۶: نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۷: به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۸: چه غم ازکار فرو بسته ما دارد عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۷۹: فتنه روز جزا درته سردارد عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۰: مشرق سینه چاک است در خانه عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۱: آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۲: پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۳: زبان مار بود خار آشیان فراق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۴: دل شکسته بود گوهر یگانه عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۵: جان آرمیده می شود از اضطراب عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۶: جان تازه می شود ز نسیم بهارعشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۷: نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۸: قامت ز آه شرط بود در نماز عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۸۹: گردی است صبح ازنفس راستین عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۹۰: نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق

غزل شمارهٔ ۵۱۹۱: آزرده است گوشه نشین ازوداع خلق

غزل شمارهٔ ۵۱۹۲: در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق

غزل شمارهٔ ۵۱۹۳: صبح قیامت بود چاک گریبان عشق

غزل شمارهٔ ۵۱۹۴: در زلف تو آویخت دل از قید علایق

ک

غزل شمارهٔ ۵۱۹۵: از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک

غزل شمارهٔ ۵۱۹۶: عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک

غزل شمارهٔ ۵۱۹۷: زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک

غزل شمارهٔ ۵۱۹۸: می توان با تازه رویان شد قرین از چشم پاک

غزل شمارهٔ ۵۱۹۹: کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۰: می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۱: زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد زخاک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۲: بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۳: نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۴: نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۵: غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۶: زخم ما را بستر آرام باشد از نمک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۷: قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۸: نه شبنم است چمن را به روی آتشناک

غزل شمارهٔ ۵۲۰۹: زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۰: کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۱: بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۲: از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۳: جمعی که پیش خلق گذارند به خاک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۴: داده است بس که سینه صافم جلای اشک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۵: از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۶: از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۷: خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۸: دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک

غزل شمارهٔ ۵۲۱۹: از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک

غزل شمارهٔ ۵۲۲۰: زلف تو نفس در جگر باد کند مشک

غزل شمارهٔ ۵۲۲۱: ندامت بود بار مطلوب خشک

گ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۲: جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۳: پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۴: می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۵: می شود دایره خلق ز بیماری تنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۶: می زنم گرم زبس تیشه خود بر رگ سنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۷: پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است

غزل شمارهٔ ۵۲۲۸: جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۲۹: به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۳۰: آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ

غزل شمارهٔ ۵۲۳۱: از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ

ل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۲: از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۳: چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۴: خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۵: عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۶: نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۷: نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۸: نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل

غزل شمارهٔ ۵۲۳۹: بدر از روشنی عاریه گردید هلال

غزل شمارهٔ ۵۲۴۰: عشق را نغمه داود بود شیون دل

غزل شمارهٔ ۵۲۴۱: مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل

غزل شمارهٔ ۵۲۴۲: تووآوازه خوبی و من و زاری دل

غزل شمارهٔ ۵۲۴۳: دل شبها مشو از دیده گریان غافل

غزل شمارهٔ ۵۲۴۴: من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول

غزل شمارهٔ ۵۲۴۵: شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال

غزل شمارهٔ ۵۲۴۶: خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال

غزل شمارهٔ ۵۲۴۷: گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال

غزل شمارهٔ ۵۲۴۸: نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل

غزل شمارهٔ ۵۲۴۹: چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۰: نمی روم قدمی راه بی اشاره دل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۱: قدم برون منه از آستان خانه دل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۲: گذشت عمر ازین خاکدان برآ ای دل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۳: قدم برون منه از خلوت نهانی دل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۴: اگر شود زنی بوریا شکر حاصل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۵: ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۶: زهی به جوش زرشکت شراب خنده گل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۷: مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل

غزل شمارهٔ ۵۲۵۸: جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول

غزل شمارهٔ ۵۲۵۹: رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال

غزل شمارهٔ ۵۲۶۰: دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۱: از سوختن زیاده شود برگ و بار دل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۲: چرخ است حلقه در دولتسرای دل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۳: تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۴: آن کس که درد رابه دوا می کند بدل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۵: روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۶: تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۷: حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۸: تا چند کشم درد سر از رهگذر دل

غزل شمارهٔ ۵۲۶۹: از سرکشی و ناز ندارد سر ما گل

غزل شمارهٔ ۵۲۷۰: مرو بیرون ز عشرتخانه دل

غزل شمارهٔ ۵۲۷۱: چو خواهی عاقبت شد رزق موران

غزل شمارهٔ ۵۲۷۲: ز خلوت برنمی آیی چه حاصل

غزل شمارهٔ ۵۲۷۳: ای از رخت هر خار سامان بستان در بغل

غزل شمارهٔ ۵۲۷۴: گلبانگ به از زرست ای گل

غزل شمارهٔ ۵۲۷۵: گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول