گنجور

م

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » م
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع که هم در مصرم و هم در جای بیت الحزن دارم مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «م» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

م

غزل شمارهٔ ۵۲۷۶: عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام

غزل شمارهٔ ۵۲۷۷: سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام

غزل شمارهٔ ۵۲۷۸: مو بمو دارم به خاطر خط جانان را تمام

غزل شمارهٔ ۵۲۷۹: روی گرم لاله شد برق کتان توبه ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۰: گر چه از دریا به ظاهر چون گهر بگسسته ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۱: از تحمل راه گفت و گو به دشمن بسته ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۲: گر چنین شوید غبار زهد از دل باده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۳: فکر حاصل ره ندارد در دل آزاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۴: چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۵: روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۶: در نمود نقشها بی اختیار افتاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۷: در ته یک پیرهن از یار دور افتاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۸: تا به فکر شبرویهای خیال افتاده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸۹: بوالعجب مجموعه ها از کف به حسرت داده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۰: از جنون این عالم بیگانه را گم کرده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۱: ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۲: سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۳: ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۴: بی تن خاکی چو نام نیکمردان زنده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۵: مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۶: تا شده است از دوربینی عاقبت بین دیده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۷: تا نظر از عارض گلفام او پوشیده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۸: این منم در دست زلف یار را پیچیده ام

غزل شمارهٔ ۵۲۹۹: اشک را در پرده های چشم تر پیچیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۰: گاه گاه از دیده عبرت با دنیا دیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۱: آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۲: عشرت روی زمین در بردباری دیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۳: تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۴: سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۵: می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۶: با کمال محرمی محرم ازان رخساره ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۷: داشت از طفلی جنون جا در دل آواره ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۸: نو خطان را بر سر نازآورد نظاره ام

غزل شمارهٔ ۵۳۰۹: آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۰: بر دل نازک گرانی می کند اندیشه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۱: چشم سوزن خیره گردد از صفای خرقه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۲: شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۳: بس که باشد شکوه های آتشین در نامه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۴: بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۵: از سواد شهر وحشت می کند دیوانه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۶: مومنی را می کند آزاد از قید فرنگ

غزل شمارهٔ ۵۳۱۷: نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۸: در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۱۹: ساغر می کی بشوید گرد غم از سینه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۲۰: نیست از گردون غباری بردل بی کینه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۲۱: صاف چون صبح است با عالم دل بی کینه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۲۲: بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۲۳: کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام

غزل شمارهٔ ۵۳۲۴: شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم

غزل شمارهٔ ۵۳۲۵: گفتگوی عشق را من در میان انداختم

غزل شمارهٔ ۵۳۲۶: زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم

غزل شمارهٔ ۵۳۲۷: از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم

غزل شمارهٔ ۵۳۲۸: از هوای تر بر افروزد چراغ عشرتم

غزل شمارهٔ ۵۳۲۹: راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۰: من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۱: گر چه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۲: گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۳: شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۴: تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۵: من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۶: چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۷: شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۳۸: در غریبی گشت صرف نامجویی چون عقیق

غزل شمارهٔ ۵۳۳۹: یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۰: یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۱: گر چه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۲: یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۳: یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۴: گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۵: از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۶: می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۷: گر زخود بیرون کسی فریادرسی می داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۸: گر در اقلیم رضا کاشانه ای می داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۴۹: می شدم بیرون ز خود گر منزل می داشتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۰: سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۱: کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۲: خال را سرمایه زلف پریشان یافتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۳: برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۴: از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۵: شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۶: تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۷: داده ام دست ارادت با حنای لای خم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۸: جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم

غزل شمارهٔ ۵۳۵۹: حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۰: غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۱: ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۲: رفت آن عهدی که من بی یار ساغر می زدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۳: پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۴: بی گل رخسار او هرگاه در بستان شدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۵: گرچه چون مجنون زشور عشق صحرایی شدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۶: هر که می آید به ملک هستی از کوی عدم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۷: شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۸: شست نقش انجم از افلاک مژگان ترم

غزل شمارهٔ ۵۳۶۹: نیست امروز از جنون این شور و غوغا بر سرم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۰: می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۱: تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۲: دل به رغبت چون نمالد خط خوبان را به چشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۳: گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۴: بیغمان را دود دل ابر بهار آید به چشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۵: سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۶: تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۷: تیغ کوه همتم دامن ز صحرا می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۸: شیوه های یوسف از اخوان دنیا می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۷۹: پرده از حسن عمل بر دامن تر می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۰: خاک صحرای جنون در چشم گریان می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۱: با تجرد چون مسیح آزار سوزن می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۲: رخت ازین دنیای پر وحشت به یک سومی کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۳: از سبکروحی ز بوی گل گرانی می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۴: از دل چون سرمه خود میل آهی می کشم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۵: خار دیوارم که از برگ و نوا بی طالعم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۶: سیر چشم فقرم از تحصیل دنیا فارغم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۷: با زبان گندمین از بینوایی فارغم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۸: خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم

غزل شمارهٔ ۵۳۸۹: داغ عالمسوز برگ عیش گردد در دلم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۰: عافیت زان غمزه خونخوار می خواهد دلم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۱: با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۲: شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۳: یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۴: خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۵: چند روزی از در میخانه سروا می زنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۶: مشت آبی بر رخ از اشک ندامت می زنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۷: تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۸: همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم

غزل شمارهٔ ۵۳۹۹: چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۰: رشته امید را تا چند پیوندم به خلق

غزل شمارهٔ ۵۴۰۱: می کنم دل خرج تا سیمین بری پیدا کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۲: جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۳: جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۴: من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۵: چند چون تن پروران تعمیر آب و گل کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۶: چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۷: برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۸: جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۰۹: رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۰: دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۱: ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۲: دعوی گردن فرازی با اسیری چون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۳: گر کند آن بیوفا از من جدایی، چون کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۴: جسم خاکی را زغفلت چند معماری کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۵: در سماع بیخودی چون دست بالامی کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۶: رشته جسم گرانجان را ز سر وا می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۷: از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۱۸: درریاض آفرینش صد دل بی برگ را

غزل شمارهٔ ۵۴۱۹: پرتو مه را قیاس از نور انجم می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۰: خاک را از آب روی خود گلستان می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۱: گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۲: چشم می پوشم نظر بر روی جانان می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۳: قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۴: پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۵: می شود پرشور هروادی که مجنونش منم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۶: چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۷: سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۸: هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم

غزل شمارهٔ ۵۴۲۹: تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۰: ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۱: معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۲: خاکمال دشمن سرکش به تمکین می دهم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۳: از حجاب عشق محروم از گل روی توایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۴: ما ز حرف پوچ مانند صدف لب بسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۵: ما ز فیض بیخودی از خودپرستی رسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۶: ما رگ جان را به آن زلف پریشان بسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۷: ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۸: در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۳۹: ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۰: ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۱: ما وفاداری به اسباب جهان نسپرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۲: زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۳: ما به اکسیر قناعت خاک را زر کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۴: رانده درگاه حق را داغ محرومی سزاست

غزل شمارهٔ ۵۴۴۵: ما به روی تلخ صلح از اهل عالم کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۶: عشق را در تنگنای سینه پنهان کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۷: ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۸: ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۴۹: چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۰: چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۱: ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۲: ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۳: ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۴: لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۵: گر چه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۶: عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۷: روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۸: ما ز وری آتشین او نقاب افکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۵۹: ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۰: ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۱: ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۲: در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۳: ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۴: ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۵: از شکست آرزو قند مکرر می خوریم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۶: ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۷: ما به دشنام از لب شیرین دلبر قانعیم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۸: ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیم

غزل شمارهٔ ۵۴۶۹: ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۰: گرد باد دامن صحرای بی سامانیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۱: چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۲: در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۳: مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۴: عشق کو همچو گل با خون خود بازی کنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۵: ما کجا دست آشنا با مهره گل می کنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۶: ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۷: دست اگر کوتاه باشد آرزویی می کنیم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۸: دل درون سینه و ما رو به صحرا می رویم

غزل شمارهٔ ۵۴۷۹: گر چه ما راه طلب را پای در گل می رویم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۰: گر چنین از کف عنان توسن دل می دهیم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۱: حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۲: ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۳: نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۴: ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۵: در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۶: ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۷: نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۸: به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم

غزل شمارهٔ ۵۴۸۹: به پای خفته دایم حرف از شبگیر می گفتم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۰: زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۱: گر چه بی ثمر مانند سرو و بید و شمشادم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۲: به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۳: به ناکامی ز خاک آستانت دردسر بردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۴: غبار هستی خود سرمه چشم فنا کردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۵: نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۶: زغفلت عمر خود را چون قلم صرف سخن کردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۷: نخوردم نیش خاری تا وداع رنگ و بو کردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۸: نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم

غزل شمارهٔ ۵۴۹۹: اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۰: اگر می داشتم بال و پری پرواز می کردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۱: اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۲: سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۳: به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۴: پریشان چند در وحشت سرای آب و گل کردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۵: نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۶: شبی صدبار برگرد دل افکار می گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۷: به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۸: ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۰۹: به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۰: نیم نومید از عقبی گر از دنیا گره خوردم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۱: برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۲: دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۳: به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۴: نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۵: زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۶: ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۷: ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۸: بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم

غزل شمارهٔ ۵۵۱۹: پس از عمری ز چشمت یک نگاه آشنا دیدم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۰: نبرد از سینه جام باده گلرنگ زنگارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۱: چنان سرگرمیی از شوق آن گلگون قبا دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۲: زبان شکوه فرسودی ز چرخ بیوفا دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۳: به ظاهر گر چه مهری بر لب خاموش خود دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۴: ز خوی نازک آن سیمبر چندان حذر دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۵: دل پر رخنه ای چون سبحه از صدر رهگذر دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۶: پریشان خاطری آماده از صد رهگذر دارد

غزل شمارهٔ ۵۵۲۷: به دل زخم نمایانی چو پرگار از دو سر دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۸: به صورت گر چه بر رخسار مه رویان نظر دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۲۹: حریفی کو که راه خانه خمار بردارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۰: برو ساقی که من در جام صهبای دگر دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۱: امید چرب نرمی از خسیسان جهان دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۲: شبستان جهان را روش از صدق بیان دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۳: هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۴: من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۵: نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۶: شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۷: چه سازد گرد کلفت با دل شادی که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۸: به قلب عشق می تازد دل زاری که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۳۹: ز دامن نگذرد پای زمین گیری که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۰: نمی آید برون از پرده آوازی که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۱: زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۲: دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۳: اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۴: غبار خط یارم توتیا در آستین دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۵: به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۶: اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۷: نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۸: لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۴۹: نیم بیدرد دایم پیچ و تاب ساکنی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۰: نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۱: به دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۲: از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۳: خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۴: نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۵: به دور خط از آن چاه زنخدان بیش می لرزم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۶: ز جام بیخودی چون لاله مست از خاک بر خیزم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۷: ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می ترسم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۸: من از دشمن فزون از نفس کافر کیش می ترسم

غزل شمارهٔ ۵۵۵۹: همان بیگانه ام با خلق هر چند آشنا باشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۰: اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۱: چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۲: نشد سروی درین بستانسرا یک بار همدوشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۳: به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۴: ز پند ناصحان بی نمک پرشور شد گوشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۵: دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۶: ز جوش سینه حرف آفرین میخانه خویشم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۷: غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۸: نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم

غزل شمارهٔ ۵۵۶۹: دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۰: نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۱: نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۲: اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۳: کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۴: ز رخسار که گل را در جگر خارست می دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۵: ترا از خواندن مکتوب من تنگ است می دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۶: شکوه حسن را از دورباش ناز می دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۷: خط شبرنگ را خوشتر ز زلف و خال می دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۸: سیه مست جنونم وادی و منزل نمی دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۷۹: ز خود دور آن پریرو را نمی دانم نمی دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۰: چو بیدردان به روی سبزه غلطیدن نمی دانم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۱: بیا در جلوه ای سرو روان تا جان برافشانم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۲: ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۳: قضا روزی که کرد از چار عنصر خشت بالینم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۴: گر آن خورشید رو را همسفر خویشتن بینم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۵: فروغ مهر در پیشانی دیوار می بینم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۶: تمتع با کمال قرب از آن رعنا نمی بینم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۷: ز ناکامی گل از همصحبتان یار می چینم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۸: ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۵۸۹: نه رنگ و بو درین گلشن، نه برگ و بار می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۰: دل پر خون از آن زلف شکار انداز می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۱: نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۲: رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۳: زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۴: ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۵: نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۶: گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۷: به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم

غزل شمارهٔ ۵۵۹۸: اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام

غزل شمارهٔ ۵۵۹۹: در بهاران دل دیوانه نگیرد آرام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۰: از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۱: من که از وسعت مشرب به فلک ساخته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۲: به نظر بازی از آن تنگ شکر ساخته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۳: تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۴: تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۵: دست بر زلف پریشان سخن یافته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۶: غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۷: دست در دامن آن زلف معنبر زده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۸: گر چه از مشق جنون خواب پریشان شده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۰۹: گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۰: رفت آن روز که دامان بهار از دستم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۱: به فلک از تن خاکی چو مسیحا رفتم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۲: سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۳: عالم بیخبری بود بهشت آبادم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۴: بیخودی داشت ز فکر دو جهان آزادم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۵: اگر چه چندی به زمین همچو غبار افتادم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۶: عمرها تربیت دیده بینا کردم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۷: در مصافی که من از آه علم وا کردم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۸: قطع امید ز هجران و وصالش کردم

غزل شمارهٔ ۵۶۱۹: مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۰: یاد آن عهد که در بحر سفر می کردم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۱: دست در دامن رنگین بهاری نزدم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۲: فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۳: چند امید به خوی تو ستمگر بندم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۴: شفق آلود شراب است مگر دستارم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۵: طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۶: قطره بی سرو پایم دل دریا دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۷: جگری تشنه تر از وادی محشر دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۸: چند از ساده دلی زخم هوس بردارم

غزل شمارهٔ ۵۶۲۹: از دل سوخته اخگر به گریبان دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۰: جگری سوخته چون لاله ایمن دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۱: از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۲: کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۳: چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۴: چند خود را زخیال تو به خواب اندازم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۵: تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۶: جذبه ای کو که ز خود دست فشان برخیزم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۷: چند در دایره مردم عاقل باشم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۸: من که از داغ جنون ساغر سرشار باشم

غزل شمارهٔ ۵۶۳۹: منم آن سیل که دریا نکند خاموشم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۰: تاخت از سینه به مژگان دل بازیگوشم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۱: بس که چون برگ خزان دیده پریشان حالم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۲: گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۳: شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۴: چشم بیمار بلایی است که من می دانم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۵: کیستم من که ز فرمان تو سرگردانم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۶: هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۷: من نه آنم که چو گلچین در گلزار زنم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۸: چه شکایت ز تو ای خانه برانداز کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۴۹: حال خود چون به تو ای غنچه دهن عرض کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۰: گوشه ای کو که دل از فکر سفر جمع کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۱: چه بود هستی فانی که نثار تو کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۲: من که از شرم گذارم چو خیال تو کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۳: رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۴: دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۵: با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۶: شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۷: به که بردیده گستاخ تمنا فکنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۸: به که در پیش تو اظهار محبت نکنم

غزل شمارهٔ ۵۶۵۹: تا لبش کرد چو طوطی به سخن تلقینم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۰: چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۱: بسته تر شد دل من داد چو خط دست به هم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۲: برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۳: ما به ناسازی ابنای زمان ساخته ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۴: ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۵: نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۶: ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۷: گر چه با کوه گرانسنگ گناه آمده ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۸: ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم

غزل شمارهٔ ۵۶۶۹: از غم زلف تو در دام بلا افتادیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۰: صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۱: جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۲: خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۳: صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۴: گر چه از وعده احسان فلک پیر شدیم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۵: خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۶: چشم امید به مژگان تر خود داریم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۷: گر چه از طول امل پا به سلاسل داریم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۸: هر چه احسان تو داده است به ما آن داریم

غزل شمارهٔ ۵۶۷۹: گر چه پیریم تمنای جوانی داریم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۰: ما لب خشک قناعت لب نان می دانیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۱: خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۲: چند در پرده دل باده گلنار زنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۳: دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۴: چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۵: پیش دل شرح زر و گوهر دنیا چه کنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۶: عشق کو تا (به) نم اشک نظر تازه کنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۷: نوبهارست بیا روی به میخانه کنیم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۸: روزگاری است ز دل نقش خودی می شویم

غزل شمارهٔ ۵۶۸۹: ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم

غزل شمارهٔ ۵۶۹۰: مختلف چند ازین پرده نیرنگ شویم

غزل شمارهٔ ۵۶۹۱: آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم

غزل شمارهٔ ۵۶۹۲: چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم

غزل شمارهٔ ۵۶۹۳: گذشت عمر سبکرو به خورد و خواب تمام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۴: به حرف پوچ مرا عمر شد تباه تمام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۵: به حرف و صوت ز بوس و کنار ساخته ام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۶: چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۷: چو شانه مهر به لب با دو صد زبان زده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۸: سبک به چشم تو از شیوه وفا شده ام

غزل شمارهٔ ۵۶۹۹: برون نیامده از برگ بی ثمر شده ام

غزل شمارهٔ ۵۷۰۰: چو بید اگر چه درین باغ بی بر آمده ام

غزل شمارهٔ ۵۷۰۱: به توبه راهنمون گشت باده نابم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۲: ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۳: ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۴: مرا که هست به دل کوه آهن از مردم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۵: ز سادگی است تمنای سود ازین مردم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۶: منم که از جگر لاله داغ می دزدم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۷: ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل

غزل شمارهٔ ۵۷۰۸: ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم

غزل شمارهٔ ۵۷۰۹: اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۰: به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۱: جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۲: ز ابر تربیت روزگار نومیدم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۳: به جرم این که متاع هنر بود بارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۴: گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۵: به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۶: ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۷: ز جوش عشق تو میخانه در بغل دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۸: ز خال روز سیاهی که داشتم دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۱۹: چگونه درد خود از مردمان نهان دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۰: کنون که با تو مکان در یک انجمن دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۱: چو خامه معنی نازک در آستین دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۲: نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۳: ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۴: لب خموش و زبان گزیده ای دارم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۵: درین سفر که توکل شده است راهبرم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۶: به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۷: به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۸: منم که فیض شراب از کتاب می گیرم

غزل شمارهٔ ۵۷۲۹: ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۰: اگر چه در چمن روزگار خار و خسم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۱: ز خال گوشه ابروی یار می ترسم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۲: چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۳: مرا که گفت که دست از عنان یار کشم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۴: ز بوی باده گلرنگ می پرد رنگم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۵: ز بردباری ما خوار و زار شد عالم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۶: ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۷: از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۸: اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم

غزل شمارهٔ ۵۷۳۹: بس است روی دلی مشت استخوان مرا

غزل شمارهٔ ۵۷۴۰: ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۱: منم که قیمت یاقوت داغ می دانم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۲: منم که مصرف نقد نگاه می دانم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۳: ستاره سوخته آتشین عذارانم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۴: اگر چه با گل دمساز می شود شبنم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۵: به تنگ همچو شرر از بقای خویشتنم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۶: چگونه توبه ز می موسوم بهار کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۷: چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۸: بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۴۹: چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۰: دلم ز پاس نفس تار می شود چه کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۱: اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۲: صفای روی ترا از نقاب می بینم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۳: ز خط طراوت رخسار یار می بینم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۴: چو عکس چهره خود در پیاله می بینم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۵: به سرمگی سوی آن خاک پا نمی بینم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۶: اثر ز غنچه درین گلستان نمی بینم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۷: کجاست جذبه عشقی که بر کنار روم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۸: من آن نیم که به گلشن به اختیار روم

غزل شمارهٔ ۵۷۵۹: به هر که باده دهد یار، من خراب شوم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۰: چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۱: درین جهان نشود حال آن جهان معلوم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۲: هوالغفور ز جوش شراب می شنوم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۳: پیام دوست ز باد بهار می شنوم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۴: شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۵: نه می به جام و نه گل در کنار می خواهم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۶: کجاست باده که ناموس را به آب دهم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۷: به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۸: به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم

غزل شمارهٔ ۵۷۶۹: به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۰: ز میوه گر چه درین بوستان سبکباریم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۱: چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۲: عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۳: به جای باده اگر در پیاله آب کنیم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۴: ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۵: ز بوستان تو عشق بلند می گویم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۶: چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۷: جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم

غزل شمارهٔ ۵۷۷۸: از سردی جهان لب گفتار بسته ام

غزل شمارهٔ ۵۷۷۹: زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۰: روی سخن ز آینه رویان ندیده ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۱: روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۲: سر بر فلک ز همت والا کشیده ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۳: از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۴: در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۵: رنگین شده است بس که ز خونین ترانه ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۶: تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام

غزل شمارهٔ ۵۷۸۷: هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم

غزل شمارهٔ ۵۷۸۸: هر چند از گهر صدف آسا لبالبم

غزل شمارهٔ ۵۷۸۹: امشب که داغ بر دل افگار سوختم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۰: دلتنگ از ملامت اغیار نیستم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۱: تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۲: با هرکه روی حرف بجز یار داشتم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۳: از دست رفت دامن یاری که داشتم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۴: چون زلف دست بر کمر یار یافتم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۵: چشم دلم ستاره فشان بود صبحدم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۶: امشب به آه سرد ره خواب می زدم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۷: از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۸: با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم

غزل شمارهٔ ۵۷۹۹: بی خواست بس که بار دل گلستان شدم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۰: عمری چو گرد در قدم کاروان شدم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۱: موی میان نبود که من همچو مو شدم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۲: خط تو ریشه در رگ جان می دواندم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۳: با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۴: تا چند خون زرشک تماشاییان خورم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۵: همت بلند نام شد از طبع سرکشم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۶: چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۷: از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۸: از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم

غزل شمارهٔ ۵۸۰۹: از گریه شبانه فزاید جلای چشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۰: از زلف او چگونه دل ناتوان کشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۱: آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۲: از روی نرم سرزنش خار می کشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۳: اول سری به رخنه دیوار می کشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۴: تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۵: از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۶: سرگرم عشقم از غم دستار فارغم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۷: دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۸: از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم

غزل شمارهٔ ۵۸۱۹: چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۰: کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۱: چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۲: آغاز خط مفارقت از یار می کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۳: روزی که چشم بر رخ او باز می کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۴: دل را جلا به دیده نمناک می کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۵: لب چون صدف به آب گهر تر نمی کنم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۶: نزدیک من میا که ز خود دور می شوم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۷: نتوان گرفت روزی هم از دهان هم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۸: می می کشند لاله عذاران ز روی هم

غزل شمارهٔ ۵۸۲۹: تا چند پیر میکده را درد سر دهم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۰: سنجد کسی که باده و تریاک را به هم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۱: کاری مکن که رو به در آسمان نهم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۲: دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۳: از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۴: عمری است ما لب از طمع خام بسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۵: طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۶: خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۷: خرسند با هزار تمنی نشسته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۸: ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۳۹: این سطرهای آه که هر جا نوشته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۰: جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۱: از زلف یار رنگ دگر برگرفته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۲: ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۳: یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۴: ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۵: ما نقض دلپذیر ورقهای ساده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۶: هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۷: ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۸: ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۴۹: خورشید داغ گوهر عالم فروز ماست

غزل شمارهٔ ۵۸۵۰: ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۱: ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۲: ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۳: ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۴: چندین کتاب در گرو باده کرده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۵: از آه دام موج به دریا فکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۶: ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۷: ما گل به دست خود ز نهالی نچیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۸: ما همچو آفتاب به هر جا رسیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۵۹: ما پرده از حقیقت عالم کشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۰: مادام را ز دانه صیاد دیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۱: ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۲: ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۳: در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۴: ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۵: تا واله نظاره آن ماهپاره ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۶: ما گر چه در بلندی فطرت یگانه ایم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۷: داغی ز عشق بر دل فرزانه سوختیم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۸: ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم

غزل شمارهٔ ۵۸۶۹: چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۰: ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۱: ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۲: ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۳: هموار از درشتی چرخ دغا شدیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۴: نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما

غزل شمارهٔ ۵۸۷۵: ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۶: ما در شکست گوهر یکدانه خودیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۷: با هر که شکوه از دل افگار می بریم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۸: در کوی جان به قطع مراحل نمی رسیم

غزل شمارهٔ ۵۸۷۹: گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۰: ما همچو خار سلسله جنبان آتشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۱: تا کی به ذوق نشأه می دردسر کشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۲: ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۳: ما درد را به ذوق می ناب می کشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۴: ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۵: با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۶: آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۷: چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۸: خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۸۹: در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۰: آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۱: از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۲: ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۳: برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۴: بی آبرو حیات ابد زهر قاتل است

غزل شمارهٔ ۵۸۹۵: ما داغ خود به تاج فریدون نمی دهیم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۶: افزود گرانباری غفلت ز شتابم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۷: روشن ز فروغ می ناب است حیاتم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۸: آن حال ندارم که به فکر دگر افتم

غزل شمارهٔ ۵۸۹۹: تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۰: پیش از گل رخسار تو افروخته بودم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۱: فریاد که از کوتهی بخت ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۲: آتش به دل از گرمی این مرحله دارم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۳: وقت است که داغی به دل دام گذارم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۴: آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۵: از تلخ زبانان نشود پست خروشم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۶: دستی که به جامی نشود رهزن هوشم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۷: بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۸: تا چند به روزن نرسد نور چراغم

غزل شمارهٔ ۵۹۰۹: در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۰: جان را به دم خنجر قاتل برسانم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۱: کو بخت که در میکده با یار نشینم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۲: هر چند ز پیراهن بحرست کلاهم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۳: تا روی عرقناک ترا دید نگاهم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۴: از بخت سیه پست نگردید نوایم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۵: کو می که ز زندان دل تنگ برآیم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۶: ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۷: از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۸: در پله آغاز ز انجام گذشتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۱۹: خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۰: ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۱: کام دل ازان غنچه مستور گرفتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۲: از صبر عنان دل خود کام گرفتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۳: ما چاشنی بوسه ز دشنام گرفتیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۴: هرگز به خراش جگری شاد نگردیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۵: ما زمزمه عشق به بازار فکندیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۶: مستانه سر شیشه می باز گشودیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۷: از ناله نی راز دل عشق شنیدیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۸: چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم

غزل شمارهٔ ۵۹۲۹: سررشته مهر از می بیباک بریدیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۰: یک عمر ز هر خار و خسی ناز کشیدیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۱: تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۲: ما طالع جمعیت اسباب نداریم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۳: یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۴: ما فکر لباس و غم دستار نداریم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۵: بر دل غم سیم و زر دنیا نگذاریم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۶: ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۷: اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۸: تا در خم این کارگه شیشه گرانیم

غزل شمارهٔ ۵۹۳۹: آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۰: برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۱: دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۲: قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۳: ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۴: مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۵: به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۶: چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۷: از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۸: با آن که من ندارم کاری به کار مردم

غزل شمارهٔ ۵۹۴۹: چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۰: از باد دستی خود ما میکشان خرابیم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۱: می شود از دم زدن خراب وجودم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۲: حوصله وصل آن نگار ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۳: حوصله وصل آن نگار ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۴: سوخته جانم غم وسیله ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۵: چین ز جبین در مقام جنگ گشایم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۶: به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۷: ترم چون حباب از هوایی که دارم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۸: ازان زلف یک مو جدایی ندارم

غزل شمارهٔ ۵۹۵۹: در سخن بر نیاید آوازم

غزل شمارهٔ ۵۹۶۰: ما خراباتی و نظر بازیم

غزل شمارهٔ ۵۹۶۱: چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم

غزل شمارهٔ ۵۹۶۲: همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم

غزل شمارهٔ ۵۹۶۳: تحفه طور شراری داریم

غزل شمارهٔ ۵۹۶۴: بده می که بر قلب گردون زنیم