گنجور

غزل شمارهٔ ۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می‌کنند

کز می گلرنگ، صاحب آبرویم می‌کنند

گرچه می‌سازم جهانی را ز صهبا تر دماغ

هر کجا سنگی است در کار سبویم می‌کنند

گر چه بی‌قدرم، ولی از دیده چون غایب شوم

همچو ماه عید مردم جستجویم می‌کنند

می‌کننداز من توقع صد دعای مستجاب

مشت آبی گر کرم بهر وضویم می‌کنند

کار سوزن می‌کند با سینهٔ صد چاک من

رشتهٔ مریم اگر صرف رفویم می‌کنند

از ره تسلیم، چون شکر گوارا می‌کنم

زهر اگر صائب حریفان در گلویم می‌کنند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام