گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

هوا چکیدهٔ نورست در شب مهتاب

ستاره خندهٔ حورست در شب مهتاب

سپهر جام بلوری است پر می روشن

زمین قلمرو نورست در شب مهتاب

زمین زخندهٔ لبریز مه نمکدانی است

زمانه بر سر شورست در شب مهتاب

رسان به دامن صحرای بیخودی خود را

که خانه دیدهٔ مورست در شب مهتاب

بغیر بادهٔ روشن، نظر به هر چه کنی

غبار چشم شعورست در شب مهتاب

براق راهروان است روشنایی راه

سفر ز خویش ضرورست در شب مهتاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام