گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

خار در پیراهن فرزانه می‌ریزیم ما

گل به دامن بر سر دیوانه می‌ریزیم ما

قطره گوهر می‌شود در دامن بحر کرم

آبروی خویش در میخانه می‌ریزیم ما

در خطرگاه جهان فکر اقامت می‌کنیم

در گذار سیل، رنگ خانه می‌ریزیم ما

در دل ما شکوهٔ خونین نمی‌گردد گره

هر چه در شیشه است، در پیمانه می‌ریزیم ما

انتظار قتل، نامردی است در آیین عشق

خون خود چون کوهکن مردانه می‌ریزیم ما

هر چه نتوانیم با خود برد ازین عبرت‌سرا

هست تا فرصت، برون از خانه می‌ریزیم ما

در حریم زلف اگر نگشاید از ما هیچ کار

آبی از مژگان به دست شانه می‌ریزیم ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ulhn نوشته:

باید به فکر آخرت بود

هلن نوشته:

چرامتن رامعنی نمی کنداین خیلی بداست

کانال رسمی گنجور در تلگرام