گنجور

غزل شمارهٔ ۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا

از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است

آنچه از عمر سبک‌رفتار می‌ماند به جا

کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی

در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا

جسم خاکی مانع عمر سبک‌رفتار نیست

پیش این سیلاب، کی دیوار می‌ماند به جا؟

هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست

وقت آن کس خوش کزو آثار می‌ماند به جا

زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل

از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا

نیست از کردار ما بی‌حاصلان را بهره‌ای

چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا

عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور

برگ صائب بیشتر از بار می‌ماند به جا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

کوهکنی کار بیهوده شمر ده شده است اما صفت شناخته شده سیلاب کوهکنی نیز هست . به سیل لور هم می گویند و به لری لف و به کردی لافاو

یعقوب خاوری نوشته:

لطفا در بیت ۷ بعد از کردار و در بیت ۸ بعد از برگ، ویرگول بگذارید. با تشکر

اقبال طهماسبی گندمکاری نوشته:

در بیت آخر گفته ای صائب برگ یا برگه یا سخن و شعرت بیشتر از بار و میوه شاید منظور اناث باشد میماند بجا

محسن نوشته:

کوهکن اشاره به فرهاد است شاعر می کوید همانطور که فرهاد با وجود کندن کوه به مقصود خود یعنی وصال شیرین نرسید ما هم از سعی بیهوده برای رسیدن به خوشبختی در این دنیا به جایی نمی رسیم

بانو نوشته:

با درود فراوان.
در بیت هیچ کار از سعی ما, منظور شاعر این است که ما هرکاری بکنیم, مثل یک کوه کن یا همان فرهاد, یا کنایه از کسی که در این دنیا کار بزرگی میکند, چیزی از ما نمیماند , پس, وقت آن کس خوش کزو آثار میماند به جا… منظور , هنرمندان, و هر کسیست که برای مردم و دنیا کار نیک و ماندگار انجام میدهد…
سپاس از شما.

کانال رسمی گنجور در تلگرام