گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

خجلت ز عشق پاک گهر می‌بریم ما

از آفتاب دامن تر می‌بریم ما

یک طفل شوخ نیست درین کشور خراب

دیوانگی به جای دگر می‌بریم ما

فیضی که خضر یافت ز سرچشمهٔ حیات

دلهای شب ز دیدهٔ تر می‌بریم ما

حیرت مباد پردهٔ بینایی کسی!

در وصل، انتظار خبر می‌بریم ما

با مشربی ز ملک سلیمان وسیع‌تر

در چشم تنگ مور بسر می‌بریم ما

هر کس به ما کند ستمی، همچو عاجزان

دیوان خود به آه سحر می‌بریم ما

صائب ز بس تردد خاطر، که نیست باد!

در خانه‌ایم و رنج سفر می‌بریم ما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام