گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

گر درد طلب رهبر این قافله بودی

کی پای ترا پردهٔ خواب آبله بودی؟

زود این ره خوابیده به انجام رسیدی

گر نالهٔ شبگیر درین مرحله بودی

دل چاک نمی‌گشت ز فریاد جرس را

بیداری اگر در همهٔ قافله بودی

از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی

گر در خور این باده مرا حوصله بودی

شیرازهٔ جمعیتش ازهم نگسستی

با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی

چون آب روان می‌گذرد عمر و تو غافل

ای وای درین قافله گر فاصله بودی

صائب سر زلف سخن از دخل حسودان

آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کاظم نوشته:

بیت سوم مصرع اول: بجای را بنظر میرسد ها درست باشد ” دل چاک نمی گشت ز فریاد جرسها “

کانال رسمی گنجور در تلگرام