گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته

برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته

فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم

که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته

ز بس در پردهٔ افسانه با او حال خود گفتم

گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته

سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارش

دل بی‌عشق، می‌گردد خراب آهسته آهسته

به این خرسندم از نسیان روزافزون پیریها

که از دل می‌برد یاد شباب آهسته آهسته

دلی نگذاشت در من وعده‌های پوچ او صائب

شکست این کشتی از موج سراب آهسته آهسته

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرید نوشته:

آهسته آهسته…!
مرا با خویش خواهد برد غم آهسته آهسته
 شب شیطانى و نفس و ستم آهسته آهسته
 تو اى آیینه در آیینه در آیینه نورانى
 شبى بگذار بر چشمم قدم آهسته آهسته
 بگو امشب کدامین سمت و سو آیینه مى پاشى
 که بر جا پاى تو بوسه زنم آهسته آهسته
 چنان مى سوزم از خال سیاه روى مه پوشت
 که خالى مانده یادم از خودم آهسته آهسته
 بیا یک شب فقط یک شب تماشا کن مرا وقتى
که مى گریم به نامت دم به دم آهسته آهسته
 زمین در انتظارت گرد خود از درد مى پیچ
د زمان افتاد گویى از قدم آهسته آهسته
 مرا با خویش خواهى برد، مى دانم و الا من
 کنار یاد تو جان مى دهم آهسته آهسته
 تمام آسمان را بسته مى بینم درى بگشاى!
 که دارم از خودم دل مى کنم آهسته آهسته…!

سید محمدعلى رضازاده (عاصى)، فریدونکنار

کورش نوشته:

آهسته آهسته
شبی آخر ز کوی تو روم آهسته آهسته
غم عشقت ولی باخود برم آهسته آهسته

نمیدانی تواحوالم تویی که خفته ای خفته
چه سودایی شبانگاهان دهم آهسته آهسته

مثال شمع میسوزددلم یک ذره یک ذره
فدای توزسرتاپاشوم آهسته آهسته

قدم نه روی مژگانم ولی پیوسته پیوسته
سرم راجای
پای تونهم آهسته آهسته

ندارم تاب هجرانت بیاپیش من خسته
به زلفت شانه بامژگان زنم آهسته آهسته

به بالینم بیاامشب بیادراین شب آخر
به موهایت نوازش کن تنم آهسته آهسته

توحتی لحظه ای جانانرفتی ازخیال من
کسی که رفته ازیادت منم آهسته آهسته

برای مقدمت جانم بودیک تحفه ناچیز
بیاجانم بگیراما صنم آهسته آهسته

کورش

ناشناس نوشته:

عمردرگذرهست آهسته آهسته
خوشی هم درگذرهست آهسته آهسته

کانال رسمی گنجور در تلگرام