گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم

در کاسه سرنگونی، همچشم با حبابیم

با محتسب به جنگیم، از زاهدان به تنگیم

با شیشه‌ایم یکدل، یکرنگ با شرابیم

آن‌جاکه میکشانند، چون ابر تر زبانیم

آن‌جاکه زاهدانند، لب خشک چون سرابیم

در گوش عشقبازان، چون مژدهٔ وصالیم

در چشم می‌پرستان، چون قطرهٔ شرابیم

با خاص و عام یکرنگ، از مشرب رساییم

بر خار و گل سمن ریز، چون نور ماهتابیم

آنجاکه گل شکفته است، شبنم طراز اشکیم

آنجاکه خار خشک است، چشم تر سحابیم

چون می به مجلس آید، از ما ادب مجویید

تا نیست دختر رز، در پردهٔ حجابیم

در پلهٔ نظرها، هرگز گران نگردیم

ما در سواد عالم، چون شعر انتخابیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ماهرو نوشته:

با درود
در بیت هفت مصرع دوم فکر میکنم دختر رز درست است که دختر زر نوشته شده است .
و با تشکر از زحمات شما

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام