گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می‌لرزم

که بر بی‌حاصلی می‌لرزم و بسیار می‌لرزم

ز بیخوابی مرا چون چشم انجم نیست پروایی

ز بیم چشم بد بر دیدهٔ بیدار می‌لرزم

به مستی می‌توان بر خود گوارا کرد هستی را

درین میخانه بر هر کس که شد هشیار می‌لرزم

به چشم ناشاسان گوهرم سیماب می‌آید

ز بس بر خویشتن از سردی بازار می‌لرزم

به زنجیر تعلق گر چه محکم بسته‌ام دل را

نسیمی گر وزد بر طرهٔ دلدار می‌لرزم

نه از پیری مرا این رعشه افتاده است بر اعضا

به آب روی خود چون ساغر سرشار می لرزم

ز بیکاری، نه مرد آخرت نه مرد دنیایم

به هر جانب که مایل گردد این دیوار، می‌لرزم

به صد زنجیر اگر بندند اعضای مرا صائب

چو آب از دیدن آن سرو خوش رفتار می‌لرزم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام