گنجور

قصاید

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید
 

شمارهٔ ۱ - در وصف کعبه و تخلص به مدح امیرالمؤمنین علی (ع): ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین

شمارهٔ ۲ - در تعمیر تربت پاک امیرالمؤمنین علی (ع) و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی: منت خدای را که به توفیق کردگار

شمارهٔ ۳ - در مدح حضرت رضا(ع): این حریم کیست کز جوش ملایک روزبار

شمارهٔ ۴ - در مدح حضرت رضا(ع): عقل ضعیف خویش نگه دار از شراب

شمارهٔ ۵ - در مدح شاه صفی: نشست گل به سریر چمن سلیمان وار

شمارهٔ ۶ - در مدح شاه صفی: ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه

شمارهٔ ۷ - در مرثیه شاه صفی: پادشاهی و جوانی سد راه او نشد

شمارهٔ ۸ - در مدح شاه عباس دوم: ای زمان دلگشایت نوبهار روزگار

شمارهٔ ۹ - در مدح شاه عباس دوم: هزار شکر که گوهر فروز جاه و جلال

شمارهٔ ۱۰ - در مدح شاه عباس دوم و تهنیت ورود او به اصفهان: منت ایزد را که با اقبال و دولت همعنان

شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه عباس دوم و تاریخ اتمام بنای تالار عالی قاپو: منت ایزد را که از لطف خدای مستعان

شمارهٔ ۱۲ - در فتح قندهار و مدح شاه عباس دوم: صبح ظفر ز مطلع دولت شد آشکار

شمارهٔ ۱۳ - در شکست یافتن داراشکوه از قلعه داران ایرانی قندهار: شکر کز اقبال روزافزون شاه تاجدار

شمارهٔ ۱۴ - در تهنیت ورود شاه عباس دوم به اصفهان: چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد

شمارهٔ ۱۵ - در صفت گرما و مدح شاه عباس دوم: بس که شد تفسیده عالم از فروغ آفتاب

شمارهٔ ۱۶ - در مدح شاه عباس دوم: زنگی شب را کند خورشید منظر ماهتاب

شمارهٔ ۱۷ - در مدح شاه عباس دوم: کرد میزان حساب آماده بهر خاکیان

شمارهٔ ۱۸ - در مدح شاه عباس دوم: سرمه چشم ملایک شد غبار اصفهان

شمارهٔ ۱۹ - در مدح شاه عباس دوم: هوا را کند پر ز اختر شکوفه

شمارهٔ ۲۰ - در مدح شاه عباس دوم: روی در برج شرف آورد دیگر آفتاب

شمارهٔ ۲۱ - در مدح حضرت سیدالشهداء (ع): خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست

شمارهٔ ۲۲ - درتهنیت ورود شاه عباس دوم از مازندران به اصفهان: منت خدای را که سلیمان روزگار

شمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه عباس دوم: زهی عذار تو آیینه دار حیرانی

شمارهٔ ۲۴ - در مدح شاه عباس دوم: شد از بهار دل افروز، عالم امکان

شمارهٔ ۲۵ - در تهنیت جلوس مجدد شاه صفی بر تخت با نام شاه سلیمان: دگربار از جلوس شاه دوران

شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه سلیمان و تاریخ بنای عمارت هشت بهشت: اصفهان شد غیرت افزای بهشت جاودان

شمارهٔ ۲۷ - در توصیف زاینده رود: چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود

شمارهٔ ۲۸ - در توصیف دومین پلی که بر زاینده رود بسته شده: شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود

شمارهٔ ۲۹ - ایضا در وصف زاینده رود: می شود جان تازه از بوی بهار زنده رود

شمارهٔ ۳۰ - در توصیف زاینده رود و پل آن: زنده رود از جلوه مستانه طوفان می کند

شمارهٔ ۳۱ - در ورود شاه عباس دوم به شهر اشرف: کرد تا پابوس اشرف کشور مازندران

شمارهٔ ۳۲ - شفای شه به دعا از خدا طلب کرده: خدایا شاه ما را صحت کامل کرامت کن

شمارهٔ ۳۳ - در موعظه و تخلص به مدح نبی اکرم (ص): تا نگردیده است خورشید قیامت آشکار

شمارهٔ ۳۴ - در افتتاح پل خواجو: اصفهان یک دل روشن ز چراغان شده است

شمارهٔ ۳۵ - در توصیف اشرف: کیمیای خوشدلی خاک دیار اشرف است

شمارهٔ ۳۶ - در توصیف صفی آباد: می می چکد از آب و هوای صفی آباد

شمارهٔ ۳۷ - در مدح نواب ظفرخان: این چنین هجران اگر دارد مرا در پیچ و تاب

شمارهٔ ۳۸ - در توصیف جشن بهار و مدح نواب ظفرخان: تذرو بال فشان گردد از غبار بسنت

شمارهٔ ۳۹ - در مدح نواب ظفرخان: بحر طبعم در سخن چون گوهر افشانی کرد

شمارهٔ ۴۰ - قصیده: مردم به زرق طره دستار می روند

شمارهٔ ۴۱ - در توصیف کابل و مدح نواب ظفرخان: خوشا عشرت سرای کابل و دامان کهسارش

شمارهٔ ۴۲ - در مدح نواب ظفرخان: زهی ز نرگس خوش سرمه آهوی مشکین

شمارهٔ ۴۳ - در مدح نواب ظفرخان: زهی ز چین جبین آیه آیه سوره نور

شمارهٔ ۴۴ - در مدح نواب ظفرخان: اگر چه از نفس گرم برق سوزانم

شمارهٔ ۴۵ - در مدح نواب خواجه ابوالحسن تربتی پدر ظفرخان: اقبالمند آن که به تأیید کردگار