گنجور

باقی مفردات

 
سعدی
سعدی » مواعظ » مفردات
 

می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست

تا آنکه نظر در او توان کرد کجاست؟

از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد

لیکن نه به اختیار می‌باید کرد

می‌شنیدم به حسن چون قمری

چون بدیدم از آن تو خوبتری

و رب غلام صائم بطنه خلا

و میزانه من سؤ فعلته امتلا

علیک سلام الله ما لاح کوکب

و ما طلعت زهر النجوم و تغرب

و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی

اذا کان فی حی الحبیب حبیب

دع الجواری فی الدماء ماخرة

ان الرواکد تحتاج المقاذیفا

سلام علیکم اهل بیت کرامة

و مقصد محتاج و مأمن خائف

و لو ان حبا بالملام یزول

لسمعت افکا یفتریه عذول

تبعته العیون حیث تمشی

و علی مثله من العین یخشی

تلتقی ارضا بأرض و بدیلا عن بدیل

انما یثقلنی من فضلکم قید الجمیل

کتبت لیبقی الذکر امم بعدی

فیاذا الجلال اغفر لکاتبه السعدی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام