گنجور

شمارهٔ ۸۵

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قطعات
 

تا سگان را وجود پیدا نیست

مشفق و مهربان یکدگرند

لقمه‌ای در میانشان انداز

که تهیگاه یکدگر بدرند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رشیدی نوشته:

در مصرع اول بجای کلمه وجود کلمه “وجوه” صحیح می باشد

خرم روزگار نوشته:

دریغا خودلقمه در میانشان انداخته ایم
که چنین تهیگاهمان می درند

مهناز ، س نوشته:

گرامی خرم روزگار
لب اگر باز کنم ناله کجا ؟ فریاد ست
بجز اینست مگر؟ آنچه رسد بیدادست
هر چپاولگر و یاغی و سر ِ گردنه گیر
ازلب بسته و از قفل دهان دلشادست
جوهری بود برین کلک و بخشکید ز جور
دیرگاهیست که لب از لب خود نگشادست
مانا باشید

حسین ۲ نوشته:

مهناز بانو
زیباست
شعر از کیست ؟
بقیه دارد ؟
لب از لب خود نگشادست ، منظور چیست ؟

نادر.. نوشته:

دوست عزیزم مهناز گرامی
دیرگاهیست که بازار اندیشه ها را قفل تعطیلی بر بسته اند..
با اجازه شما پرسش آخر حسین عزیز را پاسخ دهم:
بر سر قلم نی یا قلم فلزی معمولا فاق یا شکافی ایجاد می کنند که علت اصلی ان جذب و هدایت بیشتر جوهر یا مرکب به نوک قلم در هنگام نوشتن است.
به همین سبب نوک قلم در دو سوی فاق به زیبایی به لب تشبیه شده که به علت خشک شدن جوهرِ ذخیره شده در فاق، دوخته شدن لب ها را تداعی می کند..

خرم روزگار نوشته:

کور سوی امیدی پیداست
چه گویا به دریدن تهیگاه یکدگر بر خاسته اند.

حسین ۲ نوشته:

در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان { دل آزار } بگذرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام