گنجور

شمارهٔ ۱۲۸

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قطعات
 

بود در خاطرم که یک چندی

گرچه هستم به اصل و دانش حر

به خرد با فرشته هم پهلو

سخن نظم، نظم دانهٔ در

تا مگر گردد از ایادی تو

تنگم از مرده ریگ مردم پر

چون نبودیم در خور خدمت

گفت عفوت که السلامة مر

بندگی درت کنم چندی

بی‌ریا همچو ایبک و سنقر

ترک کردیم خدمت و خلعت

نه دیار عرب نه شیر شتر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سیاوش نوشته:

ترک کردیم خدمت و خلعت

نه دیار عرب نه شیر شتر

سیاوش نوشته:

دیار عرب را به غلط مردمان دیدار عرب خوانند و گویند

کانال رسمی گنجور در تلگرام