گنجور

غزل ۵۶

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی

تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی

ملک صمدیت را، چه سود و زیان دارد

گر حافظ قرآنی، یا عابد اصنامی

زهدت به چه کار آید، گر راندهٔ درگاهی؟

کفرت چه زیان دارد، گر نیک سرانجامی

بیچارهٔ توفیقند، هم صالح و هم طالح

درماندهٔ تقدیرند، هم عارف و هم عامی

جهدت نکند آزاد، ای صید که در بندی

سودت نکند پرواز، ای مرغ که در دامی

جامی چه بقا دارد، در رهگذر سنگی؟

دور فلک آن سنگست، ای خواجه تو آن جامی

این ملک خلل گیرد، گر خود ملک رومی

وین روز به شام آید، گر پادشه شامی

کام همه دنیا را، بر هیچ منه سعدی

چون با دگری باید، پرداخت به ناکامی

گر عاقل و هشیاری، وز دل خبری داری

تا آدمیت خوانند، ورنه کم از انعامی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میثم کریمی نوشته:

در بیت ۵ بجای کلمه عاملی عامی صحیح است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

امین نوشته:

در بیت ۶ سنگ به جای سنگست درست می باشد!

عباس مشرف رضوی نوشته:

تفاوت در ضبط:
زهدت به چه کار آید، گر راندهٔ درگاهی؟
“کفرت چه زیان دارد، گر نیک سرانجامی”
به
“کفرت چه زیان دارد، چون نیک سرانجامی”
(به “ر” در “گر رانده” و “ن” در “چون نیک” توجه شود)

الهامی نوشته:

این شعر زیبا بر مزار سعدی ره نقش بسته است

کانال رسمی گنجور در تلگرام