گنجور

غزل ۴۲

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم

نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم

بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم

باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم

بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش

مدتی چون موریانه روی در آهن کشم

روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک

حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم

لاله در غنچه‌ست تا کی خار در پهلو نهم

دوست در خانه‌ست تا کی رطل بر دشمن کشم

وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا

خرده‌ای دیگر حریفان را غرامت من کشم

سعدی گردن کشم پیش سخن‌دانان ولیک

جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مسعود مقدس نوشته:

با سلام مصرع دوم بیت را نمی توانم درست بخوانم لطفا راهنمایم باشید.

رسته نوشته:

بس که بودم چون گل و نرگس دوروی و شوخ‌چشم
باز بک جندی زبان در کام چون سوسن کشم

در این بیت به چند نکتهٔ کوچک باید توجه کرد:
گل = گل‌سرخ
رنگ پشت و روی گلبرگ‌‌های گل سرخ با هم متفاوت است در ادبیات فارسی از آن دورویی کنایه شده است.
گل نرگس در ادبیات فارسی نماد چشم است. شیپور میان گل نرگس پررنگ‌تر است. از همین دورنگی نرگس دورویی کنایه شده است.

شوخ چشم = گستاخ، بی‌ادب، بی‌حیا، بی‌شرم

حافظ راست:

شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت // چشم دریده ادب نگاه ندارد

اوحدی مراغه‌ای راست:
نشوم با تو چو سوسن دو زبان گر تو نباشی // باز چون گل به دورویی و چو نرگس به دو رنگی

سوسن = ساکت، خاموش، زبان خاموش.

در زمان سعدی گل اسم خاص بوده است ولی امروزه اسم عام شده است.

در ادبیات فارسی از قرن‌های قبل از سعدی سوسن نماد خاموشی و زبان سکوت بوده است.

با این توضیحات امیدوارم کمکی در فهم بیت کرده باشم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام