گنجور

غزل ۲۰

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند

یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند

نظر آنان که نکردند درین مشتی خاک

الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند

عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند

گر همه ملک جهانست به هیچش نخرند

تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی

که خدا را چو تو در ملک بسی جانورند

این سراییست که البته خلل خواهد کرد

خنک آن قوم که در بند سرای دگرند

دوستی با که شنیدی که به سر برد جهان

حق عیانست ولی طایفه‌ای بی‌بصرند

ای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیست

دیگران در شکم مادر و پشت پدرند

گوسفندی برد این گرگ معود هر روز

گوسفندان دگر خیره درو می‌نگرند

آنکه پای از سر نخوت ننهادی بر خاک

عاقبت خاک شد و خلق به دو می‌گذرند

کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق

تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند

گل بیخار میسر نشود در بستان

گل بیخار جهان مردم نیکو سیرند

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

بیت دوم نکردند درست است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

afshin نوشته:

دنی مانند دنیا جایگاه پست خوانده میشود پس نیراز به خوردن غم جایگاه پست نیست

دکتر ترابی نوشته:

بیت پنجم :

این سراییست که البته خلل خواهد یافت و بیت هشتم :

گوسپندی برد این گرگ مزور همه روز.. و بیت دهم :
عاقبت خاک شد و خلق براو می گذرند و بیت یازدهم :

تا دمی را که در آنند، غنیمت شمرند . والله اعلم.

مختار قلی زاده نوشته:

بنظر من ، گوسپندی برد هرروز گرگ معود ازگله
گوسپندان دگر خیره براو مینگرند
درست است الله اعتم.

قدیمی نوشته:

من این فرد از شعر حضرت سعدی را در شصت سال قبل که جوان بودم و تا کنون در حافظه دارم چنین خوانده ام :
این سراییست که البته خلل خواهد دید

و حقا که خدا داناست

قدیمی نوشته:

همان قسم که محترم ترابی نوشته اند
گوسفندی برد این گرگ مزور همه روز….
من هم چنین خوانده ام و فکر میکنم از نگاه وزن شعر هم کدام کمبودی حاصل نمی شود در حالیکه اگر عوض مزور معود را بگذاریم در وزن خلل می افتد والله اعلم

داکتر ق. مصلح بدخشانی نوشته:

در بیت هشتم:
گوسفندی برد این گرگ “مُعَوَّد” “همه روز”، درست است!
با کلمه ی “هر روز” ، در وزن مصرع خلل وارد است.
با کلمه ی “مزور” و “همه روز” هرچند وزن درست است و معنای خوبی هم دارد، ولی با کلمه ی “مُعوَّد” به معنی عادت داده شده و معتاد و کلمه ی “همه روز” معنای مصرع و بیت بهتر و وزن آن درست است.

شمس الحق نوشته:

پیشنهاد می شود دکترکیخا نیز وارد این جمع محترم بشوند و سه دکتر بزرگوار کنسولتاسیون فرموده و تکلیف ما را روشن بفرمایند که معود است یا مزور .

ایزدجو نوشته:

جناب شمس الحق
درود
بنده در طب دکترا ندارم ولی با اجازه شما ، نظر دکتر ترابی را بیشتر میپسندم
چون همه حیوانات به جز گرگ و گراز را به قول حکیم توس توانسته اند تربیت کنند
پس ” معود به معنای عادت داده شده دور از ذهن مینماید چون گرگ را نمیتوان عادت داد
پاینده باشید

ایران نژاد نوشته:

این سرایی است که البته خلل خواهد یافت
و صد البته نه خلل خواهد کرد، چه سرای در خود خلل ایجاد نمی کند ، که خلل می یابد.

شمس الحق نوشته:

جناب ایزد جوی عزیز درود بر شما !
غرض از آن عرایض بیشتر ذکر نام پزشک و دانشمند عالیقدر ، دکترکیخا و مزاح با ایشانست به این امید که او را وادارم تا به گنجور بازگشته و ما را از دانش عظیم لغت شناسی و نثر فاخر خود بهره مند سازد و نیز علت غیبت طولانیشان را دریابم ، خوشبختانه خبر دارم که الحمدلله سلامت هستند و حدس میزنم در نوعی یأس فلسفی بسر می برند که اغلب فرهیختگان و فرزانگان در همه جهان در حوالی چهل سالگی بدان دچار می شوند و دوره ای دارد که باید بگذرد ، اما درخصوص فرمایشات حضرتعالی که گرگ معود نمی شود باید عرض کنم مقصود شاعر از گرگ معود در آن بیت نه آنست که گرگ را تربیت کرده و به چیزی و یا فعلی عادتش بدهند ، بل آن گرگی است که خود همه روزه برگله گوسپندان حمله برده و به خوردن گوشت بره و گوسپند عادت کرده و معتاد شده است ، درحالیکه سایر گوسپندان ببنوا چاره ای ندارند تا بر این ستم که بر آنان میرود نظاره کنند . حقیر از فرمایشات جناب دکتر ترابی همواره بهره ها جسته و التقاط ها کرده است ، خصوصاً نثر شعرگونه و فاخر ایشان را دوست می دارد ، اما در این مورد خاص قادر نیست سخن ایشان را بپذیرد و گرگ مزور را درک نمی کنم زیرا مزور دو معنی دارد یکی زیارت شده که اسم مفعول است و دیگر تزویر کننده و دروغگو که برای گرگ که برحسب فطرت خود شکارچی است و درنده و مانند پلنگ و ببرو دیگر درندگان گوشت گوسپند را که شکار کرده تناول میکند صفت مناسبی نیست ، ای بسا روباه را که به حیله گری در ادبیات مشهور است بتوان مزور خواند ، اما گرگ در شکار گوسفندان که خدایتعالی روزی او کرده چه تزویری اعمال میکند ؟! موفق باشید .

خورشید نوشته:

سعدی بزرگوار، با شما به خدا نزدیکتر شدم.
معجزه خدا.

بسام نوشته:

سلام
مصرع آخر در کتاب موثق برگ نیسی بدون که هست
مرده آن ست نامش به نکویی نیرند
می خواستم بدانم کدوم درسته

عبدالله شاکر نوشته:

با سلام
مسول محترم سایت ضمن تشکر از زحمات شما،
همانطورکه مطلعید با شروع تایپ کردن و کامپیوتر در خیلی از موارد افراد حروف و کلمات را به هم میچسبانند.
نتیجه پیدایش کلماتی است که غلط و در فارسی نداریم!
مثل: صاحبنظرند
در بیت دوم مصرع دوم : الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
( صاحب نظرند ) صحیح است! لطفا تصحیح بفرمایید.

چرا عنوان کردیم؟ چون ما را به میهن اسلامی مان متعهد بار آوردند
پس حال ما بکاریم …
چون گذشته از شیوع فراوانی اغلاط در متون و اشعار فارسی
این عادت نهایتا به زبان مادری ما ( فارسی ) لطمه زده ومیزند
همانطور که استفاده از ( مرسی ) فرانسویانی که سالها قبل در دوران استعمار آن را رایج کردند و رفتند.
که البته صحیحش (مقسی!) است.
و متاسفانه نفوذ زبان انگلیسی در صحبت ها و تابلو ها و غیره ما کما بی توجهی ما به عنوان یک ملت به فرهنگ بسیار غنی و کهنی است که به ما رسید.
با اینهمه میراث فرهنگی واقعی سعدی و فردوسی و غیره حیف است در حفظ اصالتمان سستی به خرج دهیم.
در پایان شجره نامه ای در دائره المعارف یکی از کتابخانه های همین دانشگاه های خراجی ها دیدیم
که (زبان فارسی) را به عنوان مادر همه زبانهای دنیا
منجمله فرانسوی و انگلیسی و آلمانی و غیره ذکر کرده اند
و در محل ریشه درخت تمام زبانهای دنیا نوشته بود: PERSIAN
فارسی
حالا ما داریم چکار میکنیم درخت زبانها را چپه سوار میشیم!

به قول: عمان سامانی
من از مفصل این نکته مجملی گفتم
تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

خوش و خرم باشید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام