گنجور

غزل ۱۵

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

هر که هر بامداد پیش کسیست

هر شبانگاه در سرش هوسیست

دل منه بر وفای صحبت او

کانچنان را حریف چون تو بسیست

مهربانی و دوستی ورزد

تا تو را مکنتی و دسترسیست

گوید اندر جهان تویی امروز

گر مرا مونسی و همنفسیست

باز با دیگری همین گوید

کاین جهان بی‌تو بر دلم قفسیست

همچو زنبور در به در پویان

هر کجا طعمه‌ای بود مگسیست

همه دعوی و فارغ از معنی

راست‌گویی میان تهی جرسیست

پیش آن ذم این کند که خریست

نزد این عیب آن کند که خسیست

هر کجا بینی این چنین کس را

التفاتش مکن که هیچ کسیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام