گنجور

غزل ۱۳

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل

آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست

زخم خونینم اگر به نشود به باشد

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست

که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مژده نوشته:

سعدیا گر بکند سیل فنا خانه‌ی دل
به
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه‌ی عمر
(ضمنا: تضاد عمر و بقا)

پاسخ: پیشنهاد شما اعمال شد.

مژده نوشته:

ممنون :)

علیرضا نوشته:

این غزل برترین غزل سعدی است . و به گفته بزرگان جزو چند غزل سعدی میباشد که بوی عرفان حقیقی میدهد

محمد حنیفه نژاد نوشته:

با سلام بر دوستان
این غزل زیبای سعدی را حیف که متاسفانه غلط می نویسند و از زیبایی غزل می کاهند و من الان صورت صحیح بیت و معنای آن را می نویسم و علت غلط بودن این نسخه ( نسخه مرحوم فروغی ) را عرض می کنم :
به حلاوت بخورم زهر که شاهد سافی است
به ارادت بکشم درد که درمانم از اوست
یعنی در مصرع دوم ( درمانم ) نه درمان هم
و حالا معنی :
من زهر را با کمال میل و حلاوت می خورم چون به زهر نگاه نمی کنم به این توچه دارم که آن کس که زهر می دهد (دلبر مورد نظر من = شاهد ) است یعنی چون زهر دهنده زیبا است زهر را هم می خورم
اما معنی مصرع دوم : من درد را با کمال میل قبول می کنم چون این درد ، همان درمان من است .درد درمان من است از جانب او /
نه این که حالا این درد را تحمل می کنم درمان هم خواهد رسید که در این صورت از معنای عرفانی شعر خیلی کاسته شده است . بلاهایی که عارف در راه خدا به حان می خرد در جشمش بلا نیستند بلکه نعمت هایی هستند که موجبات علو درجات او را فراهم می آورند .
مثال : حضرت زینب در مسجد ابن زیاد در مورد کربلا می فرماید : انی ما رایت الا جمیلا یعنی من چیزی جز زیبایی ندیدم .
محمد حنیفه نژاد

محمد حنیفه نژاد نوشته:

دوستان اگر نظر ی داشتند می توانند برایم بفرمایند : ۰۹۱۴۱۰۴۴۹۶۵ حنیفه نژاد

محمد نوشته:

خانم مژده عمر و فنا با هم تضاد ندارند تضاد بین بقا و فناست. البته عمر صحیح است نه دل.

صافی نوشته:

خانه عمر درست است

ناشناس نوشته:

معنی خانه عمر و دل قوی داشتن در بیت آخر چیست؟!

نازگل نوشته:

با توجه به ابیات ۱و۲ شاعر از رابطه دل ومعشوق سخن میگوید بنابراین درمصراع سعدیا گر بکند سیل فنا خانه دل چون( اگر )حالت احتمالی و بکند هم از فعل کردن استفاده گردد یعنی سعدیا گر به کند سیل: فنا خانه دل که در مصرع بعد میگوید با این وجود دل را ازدست مده که….قابل قبول خواهد بوددو در مصرع به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست صحیح میباشد زیرا در اینجا (هم )معنای یقین وتاکید را میرساندو شاعر بدین وسیله سیر عرفانی خویش رابیشتر متجلی میسازد
با احترام
نازگل

امیر نوشته:

حقیقتآ با صدای استاد شهرام ناظری بی نظیره ، بی نظیر ، بی نظیر بی نظیر بی نظیر
و البته این غزل فوق العاده استاد سخن سعدی بی نهایت بی نظیر

احمد ضرغام نوشته:

سلام لطفا معنی این بیت را برایم توضیح دهید
نه فلک راست مسلّم نه مَلَک را حاصل —– آنچه در سرّسویدای بنی آدم ازوست
باتشکر

فیاض نوشته:

سلام.واقعا سعدی مرد سخن است. و آرایه ی تکرار رو خیلی قشنگ به کار برده

ناشناس نوشته:

سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی باغ طبعت همه مرغان شکر گفتارند

افزونهٔ واژه‌یاب برای مرورگرها