گنجور

ایضا فی الغزل

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی
 

امطلع شمس باب دارک ام بدر؟

اقدک ام غصن من البان لا ادری؟

تمیش ولم تحسن الی بنظرة

ملکت غنی لاتکبرن علی فقری

اکاد اذا تمشی لدی تبخترا

اموت، و احیی ان مررت علی قبری

تواریت عنی بالحجاب مغاضبا

و هل یتواری نور وجهک بالخدر؟

الم ترنی احدی یدی تبسطت

الیک، و اخری من یدی علی صدری؟

اتأمرنی بالصبر عنک جلادة

و عندی غرام یستطیل علی الصبر

اباح دمی ثغر تبسم ضاحکا

عسی یرحم الله القتیل علی الثغر

و رب صدیق لامنی فی وداده

الم یره یوما فیوضح لی عذری

اسیرالهوی ان شت فاصرخ شکایة

و ان شئت فاصبر لافکاک عن الاسر

و من شرب الخمر الذی اناذقته

الی غد حشر لایفیق من السکر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام