گنجور

ایضا فی الغزل

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی
 

ان لم امت یوم الوداع تأسفا

لاتحسبونی فی المودة منصفا

من مات لاتبکوا علیه ترحما

و ابکوا لحی فارق المتألفا

یا طیف ان غدر الحبیب تجانبا

بینی و بینک موعد لن یخلفا

لما حدا الحادی و جد رحیلهم

ظفر العدو بما یؤمل و اشتفی

ساروا باقسی من جبال تهامه

قلبا فلا تذر الدموع فتتلفا

یا سائلی عمن بلیت بحبه

ابت المحاسن ان تعد و توصفا

ماذا یقال ولا شبیه لحسنه

لو کان ذا مثل اذا لتألفا

فکشفن عما فی البراقع مختف

و ترکن ما تخفی الصدور مکشفا

هل یقنعن من الحبیب بنظرة

ظمان لو شرب البحیرة ما اکتفی

اوقفت راحلتی بارض مودع

و بکیت حتی ان بللت الموقفا

منهم الیهم شکوتی و توجعی

ما انصفون ولم اجد مستنصفا

سعدی صبرا فالتصبر لم یکن

فی العشق الا ان یکون تکلفا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام