گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

هر که در زندگانی نانش نخورند چون بمیرد نامش نبرند. لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه. یوسف صدیق علیه السلام در خشک سال مصر سیر نخوردی تا گرسنگان فراموش نکند.
آنکه در راحت و تنعم زیست
او چه داند که حال گرسنه چیست
حال درماندگان کسی داند
که به احوال خویش درماند
ای که بر مرکب تازنده سواری، هشدار
که خر خارکش مسکین در آب و گل است
آتش از خانه همسایه درویش مخواه
کانچه بر روزن او می گذرد دود دل است

7 نوشته:

۶۰ و ۶۱ یک حکایت است

یوسف صدیق علیه السلام در خشک سال مصر سیر نخوردی تا گرسنگان را فراموش نکند
آنــکـــه در راحـــت و تـــنــعـــم زیــســـت
او چـه داند کـه حـال گرسـنه چـیسـت؟

حــــال درمـــانـــدگـــان کــــســــی دانـــد
کـــه بــــاحــــوال خــــویـــش درمـــانـــد

ایکـه بـر مـرکـب تـا زنـده سـواری هشـدار
که خر خارکش مسکین در آب و گلست
آتـش از خـانـه هـمـسـایه درویش مـخـواه
کـانچـه بـر روزن او میگـذرد دود دلـسـت

درویش ضعیف حال را در خشکی تنگ سال مپرس که چونی الا بشرط آنکه مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش
خـری کـه بـیـنـی و بــاری بـگـل درافـتـاده
بـدل بـرو شـفقت کن ولی مرو بـسـرش
کنون که رفتی و پرسیدیش که چون افتاد
میان بـبـند و چـو مردان بـگـیر دم خـرش

کانال رسمی گنجور در تلگرام