گنجور

حکایت شمارهٔ ۳

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت
 

یکی از فضلا تعلیم ملک زاده‌ای همی‌داد و ضرب بی محابا زدی و زجر بی قیاس کردی. باری پسر از بی طاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند بر داشت پدر را دل به هم بر آمد. استاد را گفت که پسران آحاد رعیت را چندین جفا و توبیخ روا نمیداری که فرزند مرا، سبب چیست؟ گفت سبب آن که سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده کردن همه خلق را علی العموم و پادشاهان را علی الخصوص به موجب آن که بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نباشد.

اگر صد ناپسند آمد ز دوریش

رفیقانش یکى از صد ندانند

وگر یک بذله گوید پادشاهی

از اقلیمی به اقلیمی رسانند

پس واجب آمد معلم پادشه زاده را در تهذیب اخلاق خداوند زادگان، انبتهم الله نباتا حسنا اجتهاد از آن بیش کردن که در حقّ عوام

چوب تر را چنانکه خواهی پیچ

نشود خشک جز به آتش راست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عزیز عزیزی مودب نوشته:

با عرض خسته نباشید و دست مریزاد
لازم به تصحیح است که قبل و بعد از بیت ذیل، به ترتیب یک بیت و دو سطر از قلم افتاده است.
چوب تر را چنانکه خواهی پیچ
نشود خشک جز به آتش راست

درست و کامل حکایت چنین است:

هر که در حُردیش ادب نکنند در بزرگی فلاح ازو برخاست
چوب تر را چنانکه خواهی پیچ نشود خشک جز به آتش راست
مَلِک را حُسنِ تدبیر فقیه و تقریرِ جوابِ او موافق آمد، خلعت و نعمت بخشید و پایه و منصب بلند گردانید.

(گلستان سعدی، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ ششم ۱۳۸۱، صفحه‌ی ۱۵۵/

م.ت.ض.ن نوشته:

با سلام و عرض ادب :در بیت اگر صد نا÷سند امد ز دوریش * رفیقانش یکی از صد ندانند. کلمه دوریش اشتباه تای÷ شده باید نوشته درویش. اگر صد ناپسند امد ز درویش …….

سید علی اکبرموسوی آبملخی نوشته:

بازنویسی: پادشاهی فرزند خود را به نزد استادی فرستاد که او را علم و ادب بیاموزد. فرزند در زمان آموزش علم زجر بسیار می کشید و شاید استاد هم او را نسبت به بقیه شاگردان بیشتر تنبیه می کرد، این از جهت آن نبود که عقده گشایی کند. فرزند شکایت استاد را به پدر کرد. پس شاه استاد را خواند که چرا فرزندم را می آزاری ؟
استاد گفت: اگر مردم عمل یا سخن ناورایی بزنند زیاد مهم نیست و دیگران به فراموشی می سپارند ولی فرزند تو قرار است شاه شود و شاه نباید بی تربیت و بی علم عمل کند.
نکات
۱- خواص؛ گاهی مواقع باید خواص حکومت مراقب رفتار و کردار خود باشند. قران در مورد افرادی که هدایت مردم را برعهده می گیرند و آنها را به شیطان و اعمال شیطانی دعوت می کنند می فرماید: لِیَحْمِلُوا اَوْزارَهُمْ کامِلَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ مِنْ اَوْزارِ الَّذینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیرِ عِلْمٍ(نحل/آیه ۲۵)
آنـان بـایـد در قـیـامـت بـار گناهان خویش را به دوش بکشند و سهمى از گناهان جاهلانى را که گمراه ساخته اند.
احترام به سادات و افراد منتسبت به حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم در دین ما از رفتارهای نیک و پسندیده است. اما این به معنای این نیست که سادات بتوانند هر عملی را انجام دهند در کلام امام سجاد علیه السلام می خوانیم سادات گناهکار دو برابر دیگران عذاب مى‏کشند.
۲- «پدر را دل به هم بر آمد» احساسات پدر جریحه دار می شود از معلم بازخواست می کند.همین عمل موجب جری تر شدن دانش آموز نسبت به معلم می گردد. یعنی خود به خود در دل خود ترس قبل را از بین می برد.
۳- «سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده کردن» گفتار نیک و پسندیده گفتن و عملی که در شان و منزلتش باشد باید انجام دهد.
رسول خدا(ص)فرمود: ثلاث من لقی اللّه تعالی‏ بهنّ دخل الجنّة من ایّ باب شاء:من حسن خلقه، و خشی اللّه فی المغیب و المحضر، و ترک المراء و ان کان محقّاً.
ترجمه: سه چیز است که هر که خدا را با آن‏ها ملاقات کند، از هر دری که بخواهد داخل بهشت می‏شود کسی که خلقش نیکو باشد، کسی که در نهان و آشکار از خدا بترسد، و کسی که ترک جدال کند، اگر چه حق با او باشد.
منبع: فیض کاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافی - اصفهان، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق،ج۵،ص۹۳۹

قران اشاره جالبی به بحث سخن گفتن دارد« وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ (اسرا/آیه۵۳)
و به بندگانم بگو: آنچه را که بهتر است بگویند، چرا که شیطان میان آن‏ها را به هم می‏زند.»
درمورد داشتن رفتار نیک آیات زیادی داریم که در این حاشیه نمی گنجند
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا(سوره اسرا/آیه۷)

اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده ‏اید و اگر بدى کنید به خود [بد نموده‏ اید]
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ (فصلت /آیه ۴۶)

هرکس که کارى شایسته پیشه کند، به سود خود اوست، و هرکس کارى بد پیش گیرد، به زیان خود اوست، و پروردگارت در حق بندگان ستمگر نیست‏.
۴- « موجب آن که بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نباشد» اعتبار قولی و رفتاری در قول و فعل خواص: نگاه مردم و عوام به جامعه خواص و خانواده های ایشان نگاه ویژه ای است. گاه رفتار یک آقازاده در یک حکومت موجب سست شدن بنیاد آن نظام خواهد شد. قول و فعل آن ها در زیر ذره بین مردم قرار می گیردو مردم ساده از کنار آن نمی گذرند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام