گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت
 

طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیّم بر آمدن موی پیش اما در حقیقت یک نشان دارد:

بس آنکه در بند رضای حق جلّ وعلا بیش از آن باشی که در بند حظّ نفس خویش و هر آن که درو این صفت موجود نیست به نزد محققان بالغ نشمارندش

به صورت آدمی شد قطره آب

که چل روزش قرار اندر رحم ماند

و گر چل ساله را عقل و ادب نیست

به تحقیقش نشاید آدمی خواند

هنر باید که صورت میتوان کرد

به ایوان‌ها در از شنگرف و زنگار

به دست آوردن دنیا هنر نیست

یکی را گر توانی دل به دست آر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید علی انجو نوشته:

من در چند تصحیح گلستان، اینطور دیده ام:
… اما در حقیقت یک نشان دارد و بس، و آن اینکه در بند رضایت …..

امین کیخا نوشته:

بلوغ به لری می شود پرناکی که همان برناکی است با توجه به اینکه کلی لغت برای جوان داریم بهتر است برنا را برای بالغ به کار ببریم مانند کاربرد نخستینش

رضاشهنی نوشته:

این حکایت دوشعر دارد یک شعر دوبیتی و یک شعر چهار بیتی
به صورت آدمـــــــی شد قطره آب/
که چل روزش قرار اندر رحـــم ماند /
و گرچل ساله را عقل و ادب نیست /
بتحقیقش نشاید آدمـــــــــی خواند /
و شعر دوم حکایت که چهار بیت است
***********************
جوانمردی ولطف است ادمیت /
همین نقش هیولانــــی مپندار/
هنر بایدکه صورت می توان کرد/
به ایوانها در از شنگرف و زنگار/
جو انسان را نباشدفضل احسان/
چه فرق از آدمـــی تا نقش دیوار/
به دست آوردن دنیا هنر نیست /
یکی را گر توانی دل به دست آر/

ادروک نوشته:

به لری پرناکی می شود بلوغ که همان برناکی است پس می شود برنایی را برای بلوغ به کار ببریم

کانال رسمی گنجور در تلگرام