گنجور

حکایت شمارهٔ ۵

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری
 

جوانی چست لطیف خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود که در دلش از هیچ نوعی غم نیامدی و لب از خنده فراهم. روزگاری برآمد که اتفاق ملاقات نیوفتاد، بعد از آن دیدمش زن خواسته و فرزندان خاسته و بیخ نشاطش بریده و گل هوس پژمرده. پرسیدمش چه گونه‌ای و چه حالتست؟ گفت تا کودکان بیاوردم دگر کودکی نکردم.

چون پیر شدى ز کودکى دست بدار

بازى و ظرافت به جوانان بگذار

طرب نوجوان ز پیر مجوی

که دگر ناید آب رفته به جوی

دور جوانی به شد از دست من

آه و دریغ آن زمن دل فروز

پیر زنی موی سیه کرده بود

گفتم ای مامک دیرینه روز

موى به تلبیس سیه کرده گیر

راست نخواهد شدن این پشت کوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

تلیبس به معنی پوشاندن و پنهان کردن عیب از کسیست

رضا شهنی نوشته:

شعر اول حکایت که یک شعر عربی است آورده نشده است
بقیه اشعار هم بصورت زیر هستند
چون پیرشدی زکودکی دست بردار /
بازی و ظرافت به جوانان بگذار
*
دوبیت بعدی
طرب نوجوان ز پیر مجوی/ که دگر نایدآب رفته به جوی
زرع را چون رسید وقت درو /نخرامد چنان که سبزه نو
*
و چهار بیت اخر
دور جوانی بشد از دست من/ آه دریــــــغ آن زمن دلفروز
قوت سرپنجه شیری برفت/ اکنون راضیم به پنیری چو یوز
پیرزنی موی سیه کرده بود/ گفتمش ای مامک دیرینه روز / موی به تلبیس سیه کرده گیر/ راست نخواهدشداین پشت کوز

شکوه نوشته:

کوژ همان کوژ است و کژ و قوز و کوزیده یعنی خمیده ولی کوز به معنی تکبر هم است

کانال رسمی گنجور در تلگرام