گنجور

حکایت شمارهٔ ۶

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی
 

شبی یاد دارم که یاری عزیز از در در آمد چنان بیخود از جای بر جستم که چراغم به آستین کشته شد.

سرى طیف من یجلو بطلعته الدجى

شگفت آمد از بختم که این دولت از کجا

نشست و عتاب آغاز کرد که مرا در حال بدیدی چراغ بکشتی به چه معنی؟ گفتم: به دو معنی: یکی اینکه گمان بردم که آفتاب برآمد و دیگر آنکه این بیتم به خاطر بود:

چون گرانی به پیش شمع آید

خیزش اندر میان جمع بکش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رامین نوشته:

چون گرانی به پیش شمع آید خیزش اندر میان جمع بکش
ور شکر خنده ایست شیرین لب آستینش بگیر و شمع بکش

بیت دوم نوشته نشده است

منبع:
http://fa.wikisource.org

امین نوشته:

گران در اینجا به معنوی رقیب استعمال شده
اگر رقیبی گرد شمع (یار ) آمد اورا جلو جمع بکش
و اگر یار شیرین زبانی بود او را نگاه دار و شمع را خاموش کن (تا ریزبین وی را نبینند )

7 نوشته:

به قول بازیگران سریال “لیسانسه ها” شاد و پیروز باشید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام