گنجور

حکایت شمارهٔ ۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی
 

حسن میمندی را گفتند سلطان محمود چندین بنده صاحب جمال دارد که هر یکی بدیع جهانی اند چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد چنان که با ایاز که حسنی زیادتی ندارد؟ گفت هر چه به دل فرو آید در دیده نکو نماید.

وانکه را پادشه بیندازد

کسش از خیل خانه ننوازد

و گر به چشم ارادت نگه کنی در دیو

فرشته‌ایت نماید به چشم، کرّوبی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مراد نوشته:

به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به ازلیلی نکویی
که لیلی گر چه در چشم تو حوریست
به هر جزیی زحسن او قصوریست
زحرف عیب جو مجنون بر آشفت
در آن آشفتگی خندان شد وگفت
اگر در دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو چون دانی که لیلی چون نکوئیست
کزو چشمت همین بر رنگ وموئیست

سعید ابراهیم نوشته:

با سلام و ادب. نظم ادامه نثر ناقص می‌باشد و جهت تکمیل آن پس از متن نثر شیخ اجل می‌باید ۴ بیت زیر درج شود.
هرکه سلطان مرید او باشد/گر همه بد کند نکو باشد
وانکه را پادشه بیندازد/کسش از خیل خانه ننوازد
کسی بدیده انکار اگر نگاه کند/نشان صورت یوسف دهد به ناخوبی
وگر به‌چشم ارادت نگه کنی در دیو/فرشته‌ایت نماید به‌چشم، کروبی

رضا نوشته:

سلام
شعر نوشته شده در پایان نثر در واقع دو شعر مجزای دوبیتی است که در حاشیه نوشت آقای سعید ابراهیم آمده است متاسفانه شما دو شعر رو رو یکی کردید

7 نوشته:

حسن میمندی را گفتند سلطان محمود چندین بنده صاحب جمال که دارد هر یکی بدیع جهانی اند، چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد چنانکه با ایاز که حسنی زیادتی ندارد؟ گفت: هر چه به دل فرو آید در دیده نکو نماید.

هر که سلطان مرید او باشد
گر همه بد کند، نکو باشد

وآنکه را پادشه بیندازد
کسش از خیل خانه ننوازد

کسی به دیده انکار گر نگاه کند

نشان صورت یوسف دهد به ناخوبی

و گر به چشم ارادت نگه کنی در دیو

فرشته ایت نماید به چشم کروبی

کانال رسمی گنجور در تلگرام