گنجور

حکایت شمارهٔ ۷

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای بگزارد چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی

نبیند مدعی جز خویشتن را

که دارد پرده پندار در پیش

گرت چشم خدا بینی ببخشند

نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز...

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

انتهای خط دوم ۳ کلمه(به درگاه یگانه) جاافتاده
متن درست اینست.یکی سر برنمیدارد دوگانه ای به درگاه یگانه بگذارد.نسخه تصحیح فروغی

مهرزاد شایان نوشته:

عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیز جناب “علیرضا” ، ترکیب «دوگانه‌ای به درگاه یگانه» الحق که خیلی زیباست ولی در نسخه‌ای از تصحیح مرحوم فروغی که در اختیار من است یعنی نسخه موسسه نشر علوم نوین ، انتشارات ققنوس، تهران پاییز ۷۴، ص۶۵ به همان شکلی که در نسخه اینترتی گنجور نوشته شده آمده ،
حتی در نسخه‌ قدیمی لرد گرینوی مورخ ۷۲۰ هجری و نسخه کتابخانه هند مورخ ۷۲۸ هجری هم به شکلی که فرمودید نیامده ، لطفا در صورت امکان مشخصات دقیق منبع مورد نظر را ذکر بفرمایید

بامهرو احترام
مهرزاد

رضا نوشته:

سلام تفسیر این شعر بخصوص جمله ی ” تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی” چیست؟

نسیم نوشته:

به نظر من یعنی (تو اگر بخوابی بهتر است تا عیب مردم را پیدا کنی) در پوستین مردم رفتن به نظر من یعنی وارد حریم کسی شدن به قصد عیب یابی . معنی شعر هم اینه که: کسی که مغرور است به جز خودش کسی دیگر را نمی بیند زیرا پرده افکارش ( یعنی این فکر که من برترم) جلوی چشمانش را می بندد. اگر به تو چشم خدابین عطا شود کسی را عاجزتر از خود نمی بینی وخود را بالاتر از کسی نمی دانی .

ناشناس نوشته:

معنای که در جمله گویی که نخفته اند که مرده اند چیست؟

بابک نوشته:

ناشناس گرامى،
که اول =انگار
که دوم= بلکه

کاوه نوشته:

با درود فراوان به شما
” مولع” و مصحف” چگونه تلفظ می شوند؟
با سپاس

بابک نوشته:

کاوه گرامى،
مولع را بنده (مو+ لِع) مى خواندم که پس از رجوع به فرهنگ معین دیدم که اشتباه است و نحوه صحیح را شادروان فرموده اند مو + لَ (Mūla) باشد.
مُصحَف

بابک نوشته:

رضا گرامى،
به گمان این بنده در پوستین خلق افتادن،
١-در جلد مردمان رفتن، پا در کفش دیگران نهادن، سعى در سر از کار دیگران در آوردن
٢- چون یا مانند خلق گشتن
در اینجا برداشت حقیر،
-که پدر به او گوید آن به که به خواب روى تا فضولى در کار، و عیب یابى از دیگران
- و آنکه متعبد بودن، ولع در زهد، تا صبح بیدارى کشیدن و فقط کتاب آسمانى “خواندن” و عیب در دیگران دیدن، که آنان در جهل باشند و نا آگاه، را به طفولیت (خامى و نا آگاهى) مرتبط داند، و چون خلقى نادان و خودبین،
-و از دید یک پخته فرماید که “مدعى” یا همان خام پرده اى بر پندارش باشد تا زمانى که چشم خدابینش حاصل شود، و پس از آن خود را نیز غیر از جزیى از محتاجان نبیند.
یعنى آنکه “پخته” حتى پس از رسیدن به این درجه، در دیگر خامان و ناآگاهان عیب نمى بیند و بر آنان عیب نمى گیرد.

ادب دوست نوشته:

در پوستین کسان افتادن
بدگویی آنان کردن است.

بدگویی از خلق بسیار بتر از خفتن و عبادت شب نکردن است، همان تفسیر نسیم.

روفیا نوشته:

خلق اطفالند جز مست خدا
کیست بالغ آن رهیده از هوا
طفل کسی است که خود را با دیگران مقایسه میکند تا به خود امتیازی دهد و به نفسش خوراک . کسی که سرمست این خود بزرگ بینی هاست .

بابک نوشته:

با سپاس،
آنگاه “در پوستین خود بودن “به چه معنى است؟

علیرضا نوشته:

زبان اینجانب از شرح بیان این حکایت پر بار قاصر و ناتوان است، تنها اینکه سر به گریبان خود برم و من بعد دفتر از گفته هاى پریشان بشویم و لب به سخن الا به ضرورت نگشایم که احسن کما احسن الله الیک
خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است

هستی نوشته:

دو گانه ای بگزارد یعنی به جا آوردن نماز صبح یا به جا آوردن نماز؟

علی شریفی نوشته:

دوستان پرسیده اند که تو نیز اگر بخفتی به از اینکه در پوستین خلق افتی به چه معناست ؟
ابتدا عرض کنم که دو گانه به معنای نماز صبح می باشد و سعدی خود برای نماز صبح بیدار شده بود و اطرافیانشان در خواب مانده بودند و به همین دلیل به طعنه دهان به غیبت کردن اطرافیان می گشاید و می گوید :
این افراد به دلیل خواب غفلت بلند نشدن نماز صبحشون رو بخونن!
پدرشون هم بهشون می گن: تو هم اگر می خوابیدی بهتر بود از اینکه دهان به غیبتشون باز کنی ..

س ، م نوشته:

تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی
نسخه ای در اختیار ندارم ، ولی چنین خوانده بودم :
تو نیز اگر بخفتی به زانکه در پوستین خلق افتی
و ، از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای { برای یگانه} بگزارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام