گنجور

حکایت شمارهٔ ۴۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا گفت کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفته اند برادر که در بند خویشست نه برادر و نه خویشست

یاد دارم که مدّعی درین بیت بر قول من اعتراض کرده بود و گفته حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده و این چه تو گفتی مناقض آن است گفتم غلط کردی که موافق قرآن است

و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد

فدای یک تن ِ بیگانه ، کاشنا باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرزاد شایان نوشته:

متاسفانه حکایت بطور کامل نگاشته نشده
این بیت در انتهای حکایت وجود دارد که در اینجا محذوف است

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد
فدای یک تن ِ بیگانه ، کاشنا باشد


پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

مهرزاد شایان نوشته:

و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما

واگر آنها کوشند که تو به من که خدای یگانه ام از روی جهل و نادانی شرک آوری در این جا هرگز از امر آنها اطاعت مکن

ماخوذ از سوره لقمان آیه ۱۵

وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد

همچنین سوره عنکبوت ایه ۸ با کمی تغییر

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد

عزیز عزیزی مودب نوشته:

این حکایت طبق کتاب غلامحسین یوسفی حکایت شماره ۴۲ است

فروتن نوشته:

مشخصا دو بیت زیر حذف شده اند چون بعدا به آنها روجوع میشود
بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا گفت کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفته اند برادر که در بند خویشست نه برادر و نه خویشست

همراه اگر شتاب کند همره تو نیست دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست

چـون نـبـود خـویش را دیانت و تـقـوی قــطــع رحــم بـــهــتــر از مــودت قــربـــی

ناشناس نوشته:

بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان الصفا. گفت: کمینه آنکه مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدم دارد که حکما گفته اند: برادر که در بند خویش است نه برادر و نه خویش است
همراه اگر شتاب کند همره تو نیست/ دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست
چـون نـبـود خـویش را دیانت و تـقـوی/ قــطــع رحــم بـــهــتــر از مــودت قــربـــی

یاد دارم که مدعی در این بیت بر قول من اعتراض کرد و گفت: حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده و آنچه تو گفتی مناقض آنست.
گفتم: غلط کردی که موافق قرآنست و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما
هزار خـویش که بـیگانه از خـدا بـاشد/ فـدای یـک تــن بــیـگـانـه کـاشــنـا بــاشــد

گنجور لطفا سعدی رو از رو سایتت وردار، اینجوری خیلی سنگین تری

علی نوشته:

بسیار زیبا بود

7 نوشته:

اِخوان الصّفا و خُلّان الوَفا جمعیت سری فلسفی و عرفانی است که در سده ۴ق در بصره و بغداد توسط ایرانیان تشکیل شد و دائرةالمعارف رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا را نوشتند. اساس مسلک و مرام آنان این بود که بین شریعت اسلامی و فلسفه یونانی هیچ‌گونه تضاد و تعارض وجود ندارد و شخص می‌تواند شریعت اسلامی و حکمت یونانی را به طور متحد چراغ راه خویش سازد. هدف این گروه ترویج صلح و صفا بین مردم و رفع اختلاف فکری و مذهبی از طریق گسترش حکومت عقل و تلفیق بین فلسفه و مذهب و ایجاد یک گونه آرمان‌شهر بوده‌است.
آنها شروع به نوشتن مقالاتی بدون گوشزد نام نویسنده نمودند و خود را اِخوان الصّفا و خُلّان الوَفا نامیدند. آنها گرچه در پژوهش به روش یونانیان مانند اقلیدس و نیکوماخوس بودند، ولی پژوهش‌ها و نظریات آنها در زمینهٔ حل مسئله‌های مربوط به صوت از یونانیان پیشتر رفت. به گفتهٔ شفیعی کدکنی عقاید آنها توفیقی در کشف نظام موسیقیایی جهان داشته‌است. در رساله پنجم، بخش ریاضی، در باب موسیقی سخن رفته‌است.
جماعت اخوان‌الصفا با یکدیگر بسیار دوستانه و برادرانه زندگی می‌کردند و می‌کوشیدند از هر نوع هواپرستی و فریب و نفاق برکنار باشند. این جماعت با همکاری یکدیگر به نوعی از یک مذهب یا مسلک فکری دست یافتند که گمان می‌کردند از طریق آن می‌توانند به کمال و سعادت واقعی برسند. اساس مسلک و مرام آنان این بود که بین شریعت اسلامی و فلسفه یونانی هیچ‌گونه تضاد و تعارض وجود ندارد و شخص می‌تواند شریعت اسلامی و حکمت یونانی را به طور متحد چراغ راه خویش سازد.
جماعت اخوان‌الصفا بر ظهور حلقه‌های فتوت و به طبع آن فتوت‌نامهها مؤثر بودند. اخوان علاوه بر سیر و سلوک فکری دارای سیر و سلوک عملی نیز بودند و بر همین اساس نظامی از تعلیم و تربیت استاد-شاگردی و دستگاهی منظم با سطوح مختلف نوآموزان و مرشدان ساخته بودند. به همین دلیل می‌توان اخوان را از مهمترین عوامل تأثیر گذار در ظهور حلقه‌های اتصال میان حکمت و صناعت و فن و فتوت در تاریخ تمدن اسلامی دانست. مراتب ارشاد و تعلیم نوآموزان جمعیت اخوان بیانگر این نکته است.افراد بر پایه تفاوت مراتب سیر معنوی درجات چهارگانه داشته‌اند:
https://fa.wikipedia.org/wiki/اخوان‌الصفا

کانال رسمی گنجور در تلگرام