گنجور

حکایت شمارهٔ ۳۸

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

یکی بر سر راهی مست خفته بود و زمام اختیار از دست رفته عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالت مستقبح او نظر کرد جوان از خواب مستی سر بر آورد و گفت

اذا مَرّوا بِاللغو مَرّوا کراماً . .

اگر من ناجوانمردم به کردار

تو بر من چون جوانمردان گذر کن

دریای فراوان نشود تیره به سنگ

عارف که برنجد تنک آب است هنوز

ای برادر چو خاک خواهی شد

خاک شو پیش از آن که خاک شوی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امید رضا محبی نوشته:

دو بیت آخر مربوط به حکایت دیگری از باب دوم گلستان است که در این جا به اشتباه درج شده است همچنین بیت زیر از متن جا افتاده است:
متاب ای پارسا روی از گنهکار به بخشایندگی در وی نظر کن

اذا مروا باللغو مروا کراماً از صفات مومنان است که خداوند در قران سوره مبارکه فرقان ایه ۷۲ به آن اشاره نموده است
کسانی که چون لغوی را ببینند با بزرگواری از آن می گذرند

عزیز عزیزی مودب نوشته:

این حکایت طبق کتاب گلستان به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی کامل نیست:
بعد از عبارت عربی، متن کامل آن چنین است:

اذا رأیت اثیما کُن ساتِراً و حلیماً
یا من تُقَبِّح امری لِمَ لا تَمُر کریما
×××
متاب، ای پارسا، روی از گنهکار
ببخشایندگی در وی نظر کن
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن

گلستان به تصحیح غلامحسین یوسفی چاپ ۱۳۸۱ ص ۱۰۴

کانال رسمی گنجور در تلگرام