گنجور

حکایت شمارهٔ ۳۰

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

یکی را از برزگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد گفت ای دوستان مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید شما هم به کرم معذور دارید.

شکم زندان بادست ای خردمند

ندارد هیچ عاقل باد در بند

چو باد اندر شکم پیچد فرو هل

که باد اندر شکم بارست بر دل

حریف ترشروی ناسازگار

چو خواهد شدن دست پیشش مدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هما بیات نوشته:

نگاه ژرف و پر محتواى سعدى دربیت آخر پنهان است , چه با پدیده
ناسازگار امروز چنین پاسخى بجا و سازگار است .

محسن خانی نوشته:

در بیت آخر طنز ظریفی نهفته است: «حریف تروشروی ناسازگار/ چو خواهد شدن دست پیشش مدار» یعنی، حریف ترشروی نازساگار اگر می‌خواهد از پیشت برود مانعش نشو! حریف تندروی ناسازگار نیز مانند بادی است که در شکم پیچیدن گرفته است و با رها کردنش راحتی به وجود می‌رسد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام