گنجور

حکایت شمارهٔ ۳

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

عبدالقادر گیلانی را رحمة الله علیه دیدند در حرم کعبه روی بر حصبا نهاده همی‌گفت ای خداوند ببخشای و گر هر آینه مستوجب عقوبتم در روز قیامتم نابینا بر انگیز تا در روی نیکان شرمسار نشوم

روی بر خاک عجز می‌گویم

هر سحرگه که باد می‌آید

ای که هرگز فرامشت نکنم

هیچت از بنده یاد می‌آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صدیق ریگی نوشته:

یک بیت جا افتاده است:
«روى بر خاک عجز مى‏گویم / هر سحرگه که باد مى‏آید
ای که هرگز فرامشت نکنم / هیچت از بنده یاد می‌آید»
(کتاب بنده: گلستان سعدی، تشریح دکتر گیوی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد)
موفق باشید.

پاسخ: با تشکر، بیت جا افتاده مطابق فرموده اضافه شد.

payam نوشته:

عبدالقادر گیلانی رحمة الله علیه را دیدند

فرزاد اسماعیل زاده نوشته:

عبدالقادر گیلانی، قرن پنجم، عارف، صوفی، مؤسس سلسله تصوف قادریه

مجید محمدپور نوشته:

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (۱۰۷۷ - ۱۱۶۶ م) با نام کامل عبدالقادر بن صالح جنگی دوست گیلانی، عارف، صوفی، محدث، و شاعر ایرانی قرن پنجم و ششم قمری بود. وی مؤسس سلسله تصوف قادریه (منتسب به عبدالقادر) بود. او از مشاهیر مشایخ صوفیه و شیخ طریقه قادریه می‌باشد. کنیه وی «ابومحمد» و لقبش «محی الدین» است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام