گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۲

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

شبی در بیابان مکه از بی خوابی پای رفتنم نماند سر بنهادم و شتربان را گفتم دست از من بدار

پای مسکین پیاده چند رود

کز تحمل ستوه شد بُختی

تا شود جسم فربهی لاغر

لاغری مرده باشد از سختی

گفت ای برادر حرم در پیش است و حرامی در پس اگر رفتی بردی و گر خفتی مردی

خوشست زیر مغیلان به ره بادیه خفت

شب رحیل ولی ترک جان بباید گفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرزاد شایان نوشته:

بُختی به معنای شتر قوی هیکل و تنومند دو کوهانه است

مینا نوشته:

بختی نوعی شتر قوی هیکل است

ناشناس نوشته:

بی در بیابان مکه از بی خوابی پای رفتنم نماند سر بنهادم و شتربان را گفتم دست از من بدار

شهرزاد نوشته:

لطفاً تصحیح شود: خوشست زیر مغیلان به “راه” بادیه خفت

کانال رسمی گنجور در تلگرام