گنجور

حکایت شمارهٔ ۳۸

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
 

گروهی حکما به حضرت کسری در به مصلحتی سخن همی‌گفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش. گفتندش چرا با ما در این بحث سخن نگویی گفت وزیران بر مثال اطبا اند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را پس چو بینم که رای شما بر صوابست مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد.

چو کاری بی فضول من بر آید

مرا در وی سخن گفتن نشاید

و گر بینم که نابینا و چاه است

اگر خاموش بنشینم گناه است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند...

احسان چریکی » گلستان سعدی - لوح اول (باب اول تا باب چهارم) » باب اول - قسمت هفتم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رامک نوشته:

لطفا تصحیح کنید: گروهی از حکما در حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی‌گفتند و بزرگمهر که مهتر ایشان بود خاموش.

کانال رسمی گنجور در تلگرام