گنجور

حکایت شمارهٔ ۲۹

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
 

یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که روز و شب به خدمت سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان ذوالنّون بگریست و گفت اگر من خدای را عزّوجلّ چنین پرستیدمی که تو سلطان را از جمله صدّیقان بودمی

ور وزیر ازخدا بترسیدی

همچنان کز ملک، ملک بودی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 12 حکایت از گلستان سعدی » یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که...

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

قبل از بیتی که نوشته شده، این بیت هم هست:
گر نه امید و بیم راحت و رنج پای درویش بر فلک بودی

حمیدرضا ابراهیمی نوشته:

البته دوست قبلی درست فرموده اند ولی بیت اول به این شکل نیز در بعضی از گلستان ها دیده شده است:
گر نبودی امید راحت و رنج
پای درویش بر فلک بودی

کانال رسمی گنجور در تلگرام