گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرهاد نوشته:

داریوش رفیعی این شعر را اینگونه خوانده
ان دوست که عهد دوستداران بشکست
می رفت و منش گرفته دامان در دست
می گفت که بعد از این به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست

محمد نوشته:

این رباعیش منو دیوونه کرده … از وقتی خوندمش همین جوری وِرد زبونم شده.

کسرا نوشته:

این رباعی در همین سایت گنجور جزو رباعی های ابو سعید ابوالخیر هم هست… چون ابو سعید در قرن چهارم و پنجم میزیسته و سعدی در قرن هفتم… پس ابو سعید نمیتونه کپی کرده باشه… سعدی هم که زبونم لال اهل این حرفا و کارا نبوده… پس بنده فقط وجود تله پاتی عرفانی را بین این دو شاعر بزرگ محتمل تر از هر چیز دیگری میدانم…

امیر نوشته:

سلام

جناب کسرا!

نه ابوسعید کپی کرده نه ابو سعید …

یحتمل تذکره نویس یا تاریخ یا هر کس دیگری که اشعار ایشان را نقل کرده دچار خطا یا غرض ورزی شده است

ضمنا در کدام تاریخ یا تذکره یا نوشته ی دیگری به عارف بودن سعدی اشاره شده است؟

امیر نوشته:

اصلاحیه :

نه ابو سعید کپی کرده نه سعدی

کسرا نوشته:

سلام جناب امیر …
برای عارف بودن کسی نیازی نیست به تاریخ بیاویزیم و تذکره ها را زیر و رو کنیم … عقل بنده سعدی را عارف میداند و دیگر نیاز به هیچ مرجع تقلیدی برای تایید عرضم ندارم .

همایون نوشته:

این رباعی را هم در رباعیات ابوسعید و هم در رباعیات سعدی خوانده ام.
ابوسعید که قطعا نمیتواند کپی کرده باشد چرا که پیشتر از سعدی میزیسته و سعدی هم شاعری نبوده که محتاج یک رباعی بوده باشد. از این رو با نظر جناب امیر مبنی بر آنکه یحتمل اشتباهی صورت پذیرفته باشد, موافقم.
و اما در قالب قیاس تنها تغییراتی جزءی در برخی واژه ها می بینیم که نشان میدهد اگر اشتباهی هم صورت پذیرفته, سهوی نبوده باشد.
گرچه این جزءیات تغییری در معنا و مفهوم رباعی ایجاد نمیکند اما, بنده آنچه را که هر بار در رباعی منسوب به سعدی خوانده و میخوانم, دوست تر میدارم.
“دوستداری” ابوسعید/ “دوستاری” سعدی و هر دو بمعنای دوستی و مهرورزی است.
“دامن” ابوسعید / “دامان” سعدی که هر دو بمعنای حاشیه یا قسمت پایین لباس است. و دامان گرفتن در اینجا کنایه از خواستن چیزی با عجز و ناتوانی یا خواهش و تمنا کردن میباشد که آن هم “ماندن یار” است.
بعد “از او” ابوسعید/ بعد “از آن” سعدی و هر دو ضمیر اند. اولی ضمیر سوم شخص که اشاره به او(یار) دارد. و دومی ضمیر اشاره به اتفاق است. و این اتفاق همان نماندن و “رفتن یار” است.
“پنداشت” بمعنای گمان کرد.
“مرا خوابی هست” بمعنای من هنوز میخوابم. که البته با توجه به مفهوم رباعی, رفتن یار, و ایضا واژه ی پنداشت, فعل خوابیدن نفی میگردد. یعنی بعد از آن اتفاق دیگر خوابی ندارم.
درست مصداق حال بنده…

کانال رسمی گنجور در تلگرام