گنجور

رباعیات

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » رباعیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع وانروی گلینش گل حمام آلود مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | س | ش | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

رباعی شماره ۱: هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

رباعی شماره ۲: عشاق به درگهت اسیرند بیا

ب

رباعی شماره ۳: ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

ت

رباعی شماره ۴: چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت

رباعی شماره ۵: دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت

رباعی شماره ۶: روزی گفتی شبی کنم دلشادت

رباعی شماره ۷: صد بار بگفتم به غلامان درت

رباعی شماره ۸: آن یار که عهد دوستاری بشکست

رباعی شماره ۹: شبها گذرد که دیده نتوانم بست

رباعی شماره ۱۰: هشیار سری بود ز سودای تو مست

رباعی شماره ۱۱: گر زحمت مردمان این کوی از ماست

رباعی شماره ۱۲: وه وه که قیامتست این قامت راست

رباعی شماره ۱۳: سرو از قدت اندازهٔ بالا بردست

رباعی شماره ۱۴: امشب که حضور یار جان افروزست

رباعی شماره ۱۵: آن شب که تو در کنار مایی روزست

رباعی شماره ۱۶: گویند هوای فصل آزار خوشست

رباعی شماره ۱۷: خیزم بروم چو صبر نامحتملست

رباعی شماره ۱۸: آن ماه که گفتی ملک رحمانست

رباعی شماره ۱۹: آن سست وفا که یار دل سخت منست

رباعی شماره ۲۰: از بس که بیازرد دل دشمن و دوست

رباعی شماره ۲۱: ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست

رباعی شماره ۲۲: چون حال بدم در نظر دوست نکوست

رباعی شماره ۲۳: غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست

رباعی شماره ۲۴: گر دل به کسی دهند باری به تو دوست

رباعی شماره ۲۵: گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست

رباعی شماره ۲۶: گویند رها کنش که یاری بدخوست

رباعی شماره ۲۷: شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

رباعی شماره ۲۸: با دوست چنانکه اوست می‌باید داشت

رباعی شماره ۲۹: بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت

د

رباعی شماره ۳۰: روی تو به فال دارم ای حور نژاد

رباعی شماره ۳۱: تو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد

رباعی شماره ۳۲: نوروز که سیل در کمر می‌گردد

رباعی شماره ۳۳: کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد

رباعی شماره ۳۴: دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد

رباعی شماره ۳۵: گر باد ز گل حسن شبابش ببرد

رباعی شماره ۳۶: کس نیست که غم از دل ما داند برد

رباعی شماره ۳۷: هر وقت که بر من آن پسر می‌گذرد

رباعی شماره ۳۸: خالی که مرا عاجز و محتال بکرد

رباعی شماره ۳۹: چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد

رباعی شماره ۴۰: شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد

رباعی شماره ۴۱: ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد

رباعی شماره ۴۲: آن دوست که آرام دل ما باشد

رباعی شماره ۴۳: آن را که جمال ماه پیکر باشد

رباعی شماره ۴۴: آن را که نظر به سوی هر کس باشد

رباعی شماره ۴۵: هر سرو که در بسیط عالم باشد

رباعی شماره ۴۶: گر دست تو در خون روانم باشد

رباعی شماره ۴۷: بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد

رباعی شماره ۴۸: آهو بره را که شیر در پی باشد

رباعی شماره ۴۹: ما را به چه روی از تو صبوری باشد

رباعی شماره ۵۰: مشنو که مرا از تو صبوری باشد

رباعی شماره ۵۱: آن خال حسن که دیدمی خالی شد

رباعی شماره ۵۲: دانی که چرا بر دهنم راز آمد

رباعی شماره ۵۳: روزی نظرش بر من درویش آمد

رباعی شماره ۵۴: گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد

رباعی شماره ۵۵: وقت گل و روز شادمانی آمد

رباعی شماره ۵۶: در چشم من آمد آن سهی سرو بلند

رباعی شماره ۵۷: در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند

رباعی شماره ۵۸: گویند مرو در پی آن سرو بلند

رباعی شماره ۵۹: کس با تو عدو محاربت نتواند

رباعی شماره ۶۰: آنان که پریروی و شکر گفتارند

رباعی شماره ۶۱: آن کودک لشکری که لشکر شکند

رباعی شماره ۶۲: کس عیب نظر باختن ما نکند

رباعی شماره ۶۳: مجنون اگر احتمال لیلی نکند

رباعی شماره ۶۴: آن درد ندارم که طبیبان دانند

رباعی شماره ۶۵: مردان نه بهشت و رنگ و بو می‌خواهند

رباعی شماره ۶۶: هر چند که عیبم از قفا می‌گویند

رباعی شماره ۶۷: با دوست به گرمابه درم خلوت بود

رباعی شماره ۶۸: من دوش قضا یار و قدر پشتم بود

رباعی شماره ۶۹: داد طرب از عمر بده تا برود

رباعی شماره ۷۰: سودای تو از سرم به در می‌نرود

رباعی شماره ۷۱: من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟

رباعی شماره ۷۲: چون صورت خویشتن در آیینه بدید

رباعی شماره ۷۳: گر تیر جفای دشمنان می‌آید

رباعی شماره ۷۴: من چاکر آنم که دلی برباید

رباعی شماره ۷۵: این ریش تو سخت زود برمی‌آید

رباعی شماره ۷۶: امشب نه بیاض روز برمی‌آید

ر

رباعی شماره ۷۷: هرچند که هست عالم از خوبان پر

رباعی شماره ۷۸: بستان رخ تو گلستان آرد بار

رباعی شماره ۷۹: از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر

ز

رباعی شماره ۸۰: ای دست جفای تو چو زلف تو دراز

رباعی شماره ۸۱: تا سر نکنم در سرت ای مایهٔ ناز

رباعی شماره ۸۲: نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز

رباعی شماره ۸۳: ای ماه شب‌افروز شبستان‌افروز

رباعی شماره ۸۴: یا روی به کنج خلوت آور شب و روز

س

رباعی شماره ۸۵: رویی که نخواستم که بیند همه کس

رباعی شماره ۸۶: گر بیخبران و عیبگویان از پس

ش

رباعی شماره ۸۷: منعم که به عیش می‌رود روز و شبش

رباعی شماره ۸۸: نونیست کشیده عارض موزونش

رباعی شماره ۸۹: گویند مرا صوابرایان به هوش

رباعی شماره ۹۰: همسایه که میل طبع بینی سویش

رباعی شماره ۹۱: یا همچو همای بر من افکن پر خویش

گ

رباعی شماره ۹۲: ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ

ل

رباعی شماره ۹۳: گر دست دهد دولت ایام وصال

م

رباعی شماره ۹۴: خود را به مقام شیر می‌دانستم

رباعی شماره ۹۵: خورشید رخا من به کمند تو درم

رباعی شماره ۹۶: هر سروقدی که بگذرد در نظرم

رباعی شماره ۹۷: شبهای دراز بیشتر بیدارم

رباعی شماره ۹۸: از جملهٔ بندگان منش بنده‌ترم

رباعی شماره ۹۹: خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم

رباعی شماره ۱۰۰: گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم

رباعی شماره ۱۰۱: آن دوست که دیدنش بیارید چشم

رباعی شماره ۱۰۲: آن رفته که بود دل بدو مشغولم

رباعی شماره ۱۰۳: مندیش که سست عهد و بدپیمانم

رباعی شماره ۱۰۴: من بندهٔ بالای تو شمشاد تنم

رباعی شماره ۱۰۵: هر گه که نظر بر گل رویت فکنم

رباعی شماره ۱۰۶: آرام دل خویش نجویم چه کنم؟

رباعی شماره ۱۰۷: گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم

رباعی شماره ۱۰۸: من با تو سکون نگیرم و خو نکنم

رباعی شماره ۱۰۹: خیزم قد و بالای چو حورش بینم

رباعی شماره ۱۱۰: می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم

رباعی شماره ۱۱۱: چون می‌کشد آن طیرهٔ خورشید و مهم

رباعی شماره ۱۱۲: من با دگری دست به پیمان ندهم

رباعی شماره ۱۱۳: ما حاصل عمری به دمی بفروشیم

رباعی شماره ۱۱۴: بگذشت بر آب چشم همچون جویم

ن

رباعی شماره ۱۱۵: یاران به سماع نای و نی جامه‌دران

رباعی شماره ۱۱۶: یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان

رباعی شماره ۱۱۷: من خاک درش به دیده خواهم رفتن

رباعی شماره ۱۱۸: مه را ز فلک به طرف بام آوردن

رباعی شماره ۱۱۹: در دیده به جای سرمه سوزن دیدن

رباعی شماره ۱۲۰: ای دوست گرفته بر سر ما دشمن

رباعی شماره ۱۲۱: ای دست تو آتش زده در خرمن من

رباعی شماره ۱۲۲: آن لطف که در شمایل اوست ببین

و

رباعی شماره ۱۲۳: چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو

رباعی شماره ۱۲۴: یک روز به اتفاق صحرا من و تو

ه

رباعی شماره ۱۲۵: ما را نه ترنج از تو مرادست نه به

رباعی شماره ۱۲۶: نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه

رباعی شماره ۱۲۷: ای کاش نکردمی نگاه از دیده

رباعی شماره ۱۲۸: ای بی‌رخ تو چو لاله‌زارم دیده

رباعی شماره ۱۲۹: ای مطرب ازان حریف پیغامی ده

رباعی شماره ۱۳۰: ای راهروان را گذر از کوی تو نه

رباعی شماره ۱۳۱: هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟

ی

رباعی شماره ۱۳۲: گیرم که به فتوای خردمندی و رای

رباعی شماره ۱۳۳: کی دانستم که بیخطا برگردی؟

رباعی شماره ۱۳۴: ای کاش که مردم آن صنم دیدندی

رباعی شماره ۱۳۵: گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری

رباعی شماره ۱۳۶: هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری

رباعی شماره ۱۳۷: ای بلبل خوش سخن چه شیرین نفسی

رباعی شماره ۱۳۸: ای پیش تو لعبتان چینی حبشی

رباعی شماره ۱۳۹: ماها همه شیرینی و لطف و نمکی

رباعی شماره ۱۴۰: کردیم بسی جام لبالب خالی

رباعی شماره ۱۴۱: در وهم نیاید که چه شیرین دهنی

رباعی شماره ۱۴۲: گر کام دل از زمانه تصویر کنی

رباعی شماره ۱۴۳: ای کودک لشکری که لشکر شکنی

رباعی شماره ۱۴۴: ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی

رباعی شماره ۱۴۵: گر دشمن من به دوستی بگزینی

رباعی شماره ۱۴۶: گر دولت و بخت باشد و روزبهی