گنجور

تکه ۱۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات
 

بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد

وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد

پیر بودم به وصال رخ خویش همه روز

باز پیرانه سرم بخت جوان باز آمد

دوست بازآمد و دشمن برمید از پیشم

شکرنعمت که به تن جان گران باز آمد

مژدگانی بده ای دوست که محنت بگذشت

نعمت فتح و گشایش به زمان باز آمد

دولت آمد به بر و بخت و سعادت برسید

مشتری از سر شادی به کمان باز آمد

آفتاب کرم و ماه ضیا هم برسید

تاج اقبال و کرامت به عیان باز آمد

سعدیا تاج سعادت دگر از نو برسید

کان نگار شده چون آب روان باز آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

چه مستانه سرودی این شعر رو سعدی گلم… کاش.. کاش واقعا اون روز که این شعر رو نوشتی یارت باز اومده باشه و رنگ شادی دنیا رو دیده باشی سعدی خوبم…

کانال رسمی گنجور در تلگرام