گنجور

تکه ۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات
 

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان

نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را

چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل

بباید چاره‌ای کردن کنون آن ناشکیبا را

مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر

ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را

مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی

وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت

که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی

ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » ناشکیبا » ساز و آواز شور "ناشکیبا"

برگ سبز » شمارهٔ ۱۱۶ » (سه گاه) (۰۸:۴۴ - ۱۱:۴۲) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

این شعر جزو شعرهای سهل و ممتنع سعدی است یعنی شعرهایی که به نظر آسان می آید ولی محال است کس دیگری بتواند چنین شعری بگوید
متشکرم

مهدی نوشته:

دربیت دوم عبارت طبیب صحیح است که به اشتباه طبیت نوشته شده و لازم است اصلاح شود.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

متین نوشته:

در بیت ششم، در مصراع دوم، ((ندارد)) در جایگاه خود بی معنی است و ((نباشد)) صحیح تر به نظر می رسد.

پاسخ: با تشکر، با تصحیح فروغی مقایسه شد، همین است (ندارد)، تغییری داده نشد.

هستی نوشته:

فکر می کنم مصراع اول بیت هفتم این چنین درست باشد : چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی

پرهام بابازاده نوشته:

باسلام. من هم با نظر هستی خانوم موافقم

علی نوشته:

با سلام

بنده نیز با نظر دو دوست آخر موافقم..

چنان مشتقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی

برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

علی نوشته:

با سلام و احترام
یک نکته ی مهم از طرف کسی که دستی در شعر و شاعری دارد: نظرخواهی در خصوص اشعار بزرگان خوب است، اما فراموش نشود که مبادا نظرات خود را به جای نظرات آنان بپنداریم. برای مثال سخن متین در باب مصراع دوم بیت ششم، اصلا درست نیست. کسی که با ساختار زبانی زمان سعدی آشنا باشد، به راحتی این موضوع را در می یابد. یا هستی و پرهام و بعد هم علی، در باب آن اصلاحیه ای که گفته اند: به نظر ما چنین درست است، شاید به نظر آنان خوب باشد، اما نظر شاعر چنین نیست. از سوی دیگر، معنای از دوری در این جا بسیار متناسب تر و به واقع نزدیک تر است تا معنای گر روزی، توضیح آن را باید در جال دیگری با تفصیل مطرح کرد.
موفق باشید و در این کار بزرگ فرهنگی که در پیش گرفته اید، خدا یارتان باد

سعید نوشته:

با سلام؛
در مورد نطر بعضی از دوستان در باب بیت هفتم باید عرض کنم که سوای نظر شخصی این دوستان در نسخه تصحیح شده توسط استاد میرجلال الدین کزازی چنین آمده:
چنان مشتاقم ای دلبر، که گر روزی به دیدارت
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را

به نظر من هم این جمله با توجه به معنی آن می بایست بصورت شرطی بیان شود.

حمید نوشته:

افعال بیت دوم نشان از اتفاق در آینده ای نزدیک دارند، به علاوه این افعال به قطعیت لازم را دارند و انجام خواهند شد، ولی اگر شرط روی آنها گذاشته شود اثر حاصل از هجر و دوری کم می شود.
با این اوصاف شعر به شکل زیر عمق و تاثیر بیشتری دارد.
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت، که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

منصور نوشته:

در مصرع اول بیت پنجم مرا (مرا سودای «مه رویان» نبودی پیش ازین در سر) درستر به نظر می رسد یعنی باید بجای «بت رویان» مذقوم فرمایید «مه رویان«

سیروس نوشته:

این شعر در آلبوم ناشکیبای همایون شجریان به صورت زیبایی اجرا گردیده است.

کسرا نوشته:

به به واقعا لذت بردم از خوندن این شعر آسمونی… ایشالا برای همه ی ما داغ فراق دیده ها اتفاق بیوفته این مصرع زیبا از سعدی * به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را *

مسعود نوشته:

درود
این غزل با ویرایش استاد کزازی خیلی قابل فهم است. زیرا علامتهای ادبی بسیار بجا گذاشته شده

کسرا نوشته:

اجرای ساز و آواز این شعر توسط هنرمندان بی همتای گلها در برنامه شماره ی ۱۱۶ برگ سبز

7 نوشته:

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟
استسقا یا استسقاء: آب خواستن و گونه ای بیماری که بیمار عطش بسیار برای آب دارد و در فارسی به آن خشک آمار یا خشکامار گویند
در برابر خشکامار واژه گسنامار را داریم که گرسنگی شدید است.
دهخدا:خشک+آمار(آماز)
گسن+آمار(آماز)
شاید بخش دوم این دو واژه “مار” به معنای مادر و زادن است.

بچه ایرون نوشته:

همان بیماری قند است
تشنگی و حلوا که عطش می افزاید.

بچه ایرون نوشته:

و..
نه حسنت آخری دارد ، نه سعدی را سخن پایان
بمیرد تشنه مستسقی و دریا هم چنان باقی
به پایان آمد این دفتر………

روفیا نوشته:

دوستان
گنجور گرانمایه و بلند نظر
بر من ببخشایید،
نمی دانستم از که و کجا بپرسم،
معنای واژه «شوند» چیست؟
در دهخدا معناهایی یافتم که با متن مورد نظرم همخوانی نداشت.
بنابر آموزه بازگـشت جاودانـه، نـه تنهـا همـه تفـسیرها و ارزش گذاری هـای نـاظر بـه حقیقـت کــه تــا کنــون انجــام شــده بــه خطــا رفتــه انــد، اساســاً در پــس هــیچ پدیــده ای مگــر چــشم انــدازی
کــه اراده هــر فــرد در دل آن پدیــده جــای مــیدهــد، حقیقــت و معنــایی از پیش نهفته نیست؛ هستی در شَوندی همیشگی، بدون آنکه هدف و مقصدی را پیش بگیـرد، دایـره وار در گردشی جاودانه است.

7 نوشته:

شوند مانند روند
شو+نده(ند): آنکه(آنچه) میشود|اینگونه شدن/چگونه شدن/سبب شدن چیست؟/تاثیر در فرایند

رو+نده(ند):آنکه(آنچه) میرود|اینگونه رفتن/چگونه رفتن/مسیر رفتن/چگونگی فرایند
شاید به زبان کارمند بانک کنش و تراکنش

بچه ایرون نوشته:

‘” شوند ”
به گمانم از بر ساخته های زنده یاد کسروی است
به مانای دلیل؟؟
دوستان ! اگر بر نادرستم یاری کنید
سپاسگزارم

بچه ایرون نوشته:

ببخشایید، بر ساخته کسروی نیست، چه در برهان و آنندراج و..نیز به همین معنا آمده است.

روفیا نوشته:

سپاسگزارم دوست جان ها
پس شد کنش؟
یا کنش و تراکنش؟
Action و reaction ؟
یا interaction ؟

خرم روزگار نوشته:

هیچکدام !!
همانند روند که از رونده آمده است و راه و روگه رفتن است،
شوند از شونده می آید که متضاد آینده است راه و روگه شدن.
ببخشایید.

منصور نوشته:

سلام
نوازنده پیانو فخری ملک پور می باشد که مرتضی محجوبی قید شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام