گنجور

غزل ۹۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست

اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست

مردم هلال عید بدیدند و پیش ما

عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست

ما را دگر به سرو بلند التفات نیست

از دوستی قامت بااعتدال دوست

زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش

پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست

ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد

یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عادل مجدی ساروی نوشته:

درود بر خاک پاک حافظ که از این شعر سعدی وام گرفته و فرموده است: گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست حافظ از آه گریه امانم نمیدهد

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام