گنجور

غزل ۹۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرمست درآمد از درم دوست

لب خنده زنان چو غنچه در پوست

چون دیدمش آن رخ نگارین

در خود به غلط شدم که این اوست

رضوان در خلد باز کردند

کز عطر مشام روح خوش بوست

پیش قدمش به سر دویدم

در پای فتادمش که ای دوست

یک باره به ترک ما بگفتی

زنهار نگویی این نه نیکوست

بر من که دلم چو شمع یکتاست

پیراهن غم چو شمع ده توست

چشمش به کرشمه گفت با من

در نرگس مست من چه آهوست

گفتم همه نیکوییست لیکن

اینست که بی‌وفا و بدخوست

بشنو نفسی دعای سعدی

گر چه همه عالمت دعاگوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علی تفرشی » شبت خوش باد من رفتم » سرمست

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

م.س نوشته:

به نظر میرسد مصرع ۱ بیت ۱ این چنین باشد :
سرمست درآمد از «برم» دوست

رضا سعدی نوشته:

دوست عزیز م.س، از در در آمدن اصطلاح رایجی است و درست تر به نظر می رسد، توجه شما را به مطلع این غزل زیبای استاد جلب می کنم:
از در در آمدی و من از خود به در شدم
گفتی (گویی) کزین جهان به جهان دگر شدم

امین نوشته:

بسیار زیبا

حمیدرضا نوشته:

آهو در بیت هفتم به معنای عیب و نقص است (آهو به این معنی در لغتنامه).
در بیت ششم علی رغم این که ده تو در لغتنامه آمده و همین بیت را شاهد آورده برای من معلوم نشده صفتهای یکتا و ده تو در این بیت دلالت بر نوع دارند و با کسره خوانده شوند (شمعی که یکتاست و شمعی که ده‌توست) یا همانطور که در خوانش می‌شنوید هر دو بر صفتهای متناقض شمع دلالت می‌کنند.

حمیدرضا نوشته:

بیت پنجم شاهد دیگری بر کاربرد اصطلاح به ترک گفتن است.

سیدمحمد نوشته:

جناب حمید رضای گرامی
درود
بنده شنیده ام که چشم آهو را برای نگاه و چشم زیبا به کار می برند
آَهو با الف فتحه دار به معنای عیب است که ”هو “ به مانای نیک مثل هومن یعنی نیک اندیش ، و آَ منفی گردان ” هو “ ست یعنی زشت ، چون مرداد ، اَمرداد ،
جسارتم را ببخشائید

7 نوشته:

بر من که دلم چو (دل) شمع یکتاست
پیراهن غم چو (پیراهن)شمع،ده توست

پیراهن غم=پیراهن شمع ده لایه=شمعی که لایه لایه موم گداخته آن را پوشانده
بر دل من که فقط یک نفر در آن جای دارد است(مانند شمع که آن هم فقط ۱ نخ درونش است ) پیراهنی از غم تلمبار شده همچون موم ده لایه(بر اثر سوختن و ساختن) سراسر وجود مرا فرار گرفته و در حال دق کردن و خاموش شدن هستم.

7 نوشته:

چشمش به کرشمه گفت با من
در نرگس مست من چه آهوست

اگر پرسش بخوانیم: با ناز چشم به من گفت در چشم خمار من چه نقصی وجود دارد(در چشم نرگس مست من چه آهوست؟)
اینجا آهو ایهام دارد و به معنی همچون چشم آهو نیز هست.
اگر به حالت ناز معشوق بخوانیم:در چشم خمار من چه چشم آهویی هست! و نیز ناز و کرشمه چشم به خرامیدن و نازیدن آهو مانند شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام