گنجور

غزل ۸۲

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هزار سختی اگر بر من آید آسان است

که دوستی و ارادت هزار چندان است

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گل است و ریحان است

اگر تو جور کنی جور نیست تربیتست

و گر تو داغ نهی داغ نیست درمانست

نه آبروی که گر خون دل بخواهی ریخت

مخالفت نکنم آن کنم که فرمان است

ز عقل من عجب آید صوابگویان را

که دل به دست تو دادن خلاف در جان است

من از کنار تو دور اوفتاده‌ام نه عجب

گرم قرار نباشد که داغ هجران است

عجب در آن سر زلف معنبر مفتول

که در کنار تو خسبد چرا پریشان است

جماعتی که ندانند حظ روحانی

تفاوتی که میان دواب و انسان است

گمان برند که در باغ عشق سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

مرا هرآینه خاموش بودن اولی‌تر

که جهل پیش خردمند عذر نادان است

و ما ابرئ نفسی و لا ازکیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرزاد شایان نوشته:

و ما ابری نفسی و لا ازکیها****
من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم و دامن خودرا پاک از آلودگی نمی شمارم

قسمت اول « وما ابرء نفسی » از ایه ۵۳ سوره یوسف اقتباس شده است

وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ

و من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که نفس قطعا به بدى امر مى‏کند مگر کسى را که خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است

شایق نوشته:

با سلام ( جماعتی که ندارند حظ روحانی ….. تفاوتی که میان دواب و انسانست …… گمان برند که در باغ عشق سعدی را ….. نظر به سیب زنخدان و نار بستانست…… مرا هر اینه خاموش بودن اولیتر …..که جهل بیش خردمند عذر نادانست ) سعدی می فرماید جماعتی که تا بحال لذت روحانی و معنوی را درک نکرده اند و این لذت معنوی است که تفاوت انسان و حیوان را مشخص میکند گمان میکنند که سعدی عاشق نار بستانهای زمان خود است اما جهل انان عذرشان است و من این عذر را می بذیرم و ساکت و خاموش می نشینم

بی نام نوشته:

بیت ششم
دور اوفتاده ام بجای دور افتاده ام

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام